صفحۀ اصلی » Slider » بررسی تأثیرات سلفی گری تکفیری بر بیداری اسلامی

بسمه تعالی

بررسی تأثیرات سلفی گری تکفیری بر بیداری اسلامی

 

دکتر محمد ستوده[۱]

سید مهدی علیزاده موسوی

چکیده

جریان سلفیه تأثیرات و پیامدهای عمیقی در دو حوزه افکار و رفتار برای جهان اسلام به همراه داشته است. در میان جریان های مختلف سلفی، جریان تکفیری  بیش از سایرین با شیعه و سایر مذاهب اسلامی دشمنی می‏کند و اکنون نیز توانسته است به مدد حمایت‏های خارجی و جذب افراطیون در جهان اسلام، به اهدافی نیز دست یابد. در این مقاله با بهره برداری از نظریه پخش، تأثیرات سلفیه بر بیداری اسلامی بررسی شده است. سلفیه تکفیری در حوزه رفتار سبب گسترش قرائت سلفی از بیداری اسلامی، گسترش فرهنگ تکفیر و رادیکالیزم، تغییر کانون علمی به کانون جاهلیت گسترش موج اسلام هراسی و اسلام ستیزی، گسترش موج شیعه هراسی و شیعه ستیزی ترویج نظریه احیای خلافت شده است. در حوزه رفتاری نیز به رشد خشونت‏گرایی، ورود نیروهای خارجی به جهان اسلام، تضعیف اسرائیل ستیزی در جهان اسلام و در پایان ناکام ماندن بیداری اسلامی می‏توان اشاره کرد.

واژگان کلیدی:

سلفی‏گری تکفیری ، جهان اسلام، تأثیرات سلفیه.

مقدمه

یکی ازمهمترین و تأثیرگذارترین جریان‏هایی که در بیداری اسلامی، حضور فعالی داشته است، سلفی‏گری است که قرائتی افراطی، فرقه‏گرایانه و ارتجاعی از اسلام ارایه می‏کند و توانسته است نسبتا مخاطبان زیادی در جهان اسلام بیابد.

البته گفتمان سلفی‏گری نیز گفتمانی بسیط و منجسم نیست، بلکه در دل خود، خرده گفتمان‏های بسیاری دارد. به عنوان نمونه در حالی که بسیاری جریان اخوان المسلمین را در ردیف جریان‏های سلفی قرار می‏دهند، خود به سه جریان سکولار، معتدل و افراطی تقسیم می‏شود؛[۲] همچنین سلفیان عربستان نیز خود به جریان‏های مختلف فکری همانند ملکیه، نوسلفیان، اخوان التوحید، جامیه و … تقسیم می‏شوند[۳] که هرچند تمام آنها به اصول مشترکی پایبندند، اما تفاوت‏های بنیادینی در میان آنها دیده می‏شود.

اما یکی از مباحث مقدماتی و پیشینی در تقابل و یا تعامل با سلفیه شناخت ابعاد و میزان تأثیرات سلفیه بر بیداری اسلامی است که بدون آن، هرگونه سیاست گذاری و تبیین راهبرد و راهکار برای مقابله، ناتمام خواهد بود.

  1. رابطه سلفی‏گری تکفیری با بیداری اسلامی

محتوای بیداری اسلامی، اسلام خواهی و بازگشت به اسلام است. مردمی که از حضور غرب و اندیشه‌های غیر اسلامی در جامعه خود به تنگ آمده بودند و از طرف دیگر به سبب نگاه تحقیر آمیز غرب، به دنبال به دست آوردن هویت از دست رفته خود بودند، از روند تحولات بیداری اسلامی برای احیای ارزش‌های اسلامی، استقبال کردند.[۴]

مسلمانان به اصل «الاسلام هو الحل» ایمان داشتند، اما مشکل اساسی این بود که در چگونگی پیاده کردن آن و کسی که بتواند این اصل اساسی را در جامعه پیاده کند، با بحران روبرو بودند. به همین سبب در انقلاب‌هایی که در منطقه شکل گرفت، چون انرژی و انگیزه لازم جهت تغییر وجود داشت، مردم موفق شدند قدرت‌های مستبد و وابسته را به زیر بکشند، اما پس از پیروزی، با این پرسش مهم روبرو شدند که چه باید کرد؟ راه عملیاتی کردن فرامین و آموزه‌های اسلامی که بتواند جامعه بیمار را به جامعه‌ای اسلامی تبدیل کند، چیست؟

چنین وضعیتی سبب شد که اندیشه سلفی با شعار اسلام‏گرایی و قرابت و شباهتی که با اهداف و انگیزه‌های انقلاب‌های منطقه‌ای و تحولات معاصر داشت، تلاش کند تا عنان بیداری اسلامی را در دست گیرد.

سلفیه، با شعار جذاب خود، که همان بازگشت به اسلام، اما از طریق تمسک بدون قید و شرط به سلف و نفی مذاهب اسلامی و دعوت به اسلام بلا مذهب بود،[۵] کوشید عنان بیداری اسلامی را در دست گیرد. چنین رویکردی سبب شد که سلفیه تأثیرات بسیاری بر روند بیداری اسلامی بر جای بگذارد و رشد وگسترش آن را با موانعی جدی روبرو سازد.

تأثیرات جریان سلفی بر بیداری اسلامی را می‏توان در سطوح مختلف بررسی کرد: به این معنا که گاه سلفیه بر بیداری اسلامی تأثیرات روشی[۶] داشته است و گاه تأثیرات محتوایی را رقم زده است.

همچنین گاه سنخ تأثیرات در حوزه فرهنگی و اعتقادی بوده است و گاهی حوزه‌های سیاسی ـ امنیتی را شامل شده است.

  1. نظریه پخش و تأثیرات سلفی‌گری بر بیداری اسلامی

برای بررسی تأثیرات، به ناچار باید از روشی مناسب بهره جست. به نظر می‌رسد برای مصداق پژوهی تأثیرات سلفیه بر بیداری اسلامی، نظریه پخش یا اشاعه پاسخ گوی پرسش در این  زمینه باشد.

نظریه پخش قدرت تبیین و توضیح هرگونه نوآوری فکری یا فیزیکی را دارد و هم علت اشاعه، نحوه گسترش و مسیرها و مجاری پخش آن و هم علل توقف آن و علل گسترش مجدد آن و نیز پایداری برخی از امواج و زوال برخی دیگر را توضیح می‏دهد.[۷] به عبارت دیگر اشاعه یا پخش عبارت است از فرآیندی که بر طبق آن یک امر فرهنگی که علامت مشخصه یک جامعه است، در جامعه دیگری به عاریت گرفته شده و مورد پذیرش قرار می‌گیرد. [۸]

همچنین در نظریه پخش از جریان اشاعه فرهنگی به عنوان وام‏گیری فرهنگی یاد می‏شود، که جوامع دیگر، هنجارهای فرهنگی یک جامعه را پذیرا می‌شوند.[۹]

پخش خود به انواع گوناگونی تقسیم می‌شود:

پخش جابجایی: این پخش زمانی رخ می‌دهد که افراد یا گروه‌های دارای یک ایده مخصوص، به طور فیزیکی از مکانی به مکان دیگر حرکت کنند و به این طریق، ابداعات و نوآوری ها در سرزمین جدید گسترش یابند.[۱۰]

پخش سلسله مراتبی: در این نوع از پخش، پدیده ها و نوآوری‏ها در قالب سلسله مراتب و از طریق توالی منظم دسته ها و طبقات، منتقل می‌شود و گسترش می‌یابد. ایده ها از یک فرد مهم به فرد دیگر، یا از یک مرکز شهری مهم به مرکزی دیگر گسترش می‏یابد.[۱۱] برخی این پدیده را «انتشار ریزشی» نیز گفته اند. یعنی فرایندی که از مراکز بزرگتر و مهمتر به مراکز کوچک تر سرازیر می‏شود.[۱۲]

پخش سرایتی یا واگیردار: این پخش در مقابل پخش سلسله مراتبی است. در این نوع پخش، گسترش عمومی ایده ها بدون در نظر گرفتن سلسله مراتب صورت می‌گیرد، مانند اشاعه بیماری‌های مسری. این فرایند به شدت تحت تأثیر فاصله قرار دارد. بنابراین افراد و نواحی نزدیک، نسبت به افراد و نواحی دوردست، احتمال تماس بیشتری دارند. [۱۳]

دو نوع پخش سلسله مراتبی و سرایتی، از نوع پخش‌هایی هستند که دارای سرعت انتشار بالایی اند. در این دو نوع پخش، این افکار، اندیشه ها و مفاهیم اند که از سرزمین میزبان به سرزمین میهمان و جدید هجرت می‌کند و چون فیزیکی نیست دارای سرعت انتشار بالایی است. در واقع، هر دو از نوع پخش انبساطی تلقی شده اند.[۱۴]

در مجموع بر اساس نظریه پخش تأثیرات سلفی‏گری تکفیری را می‏توان در دو حوزه مورد بررسی قرار داد:

۲٫۱٫  افکار 

در حوزه افکار، سلفیه تأثیرات عمیقی بر جریان بیداری اسلامی داشته است. در حالی که بیداری اسلامی به دنبال گسترش اسلام اعتدالی و بازگشت به ارزشها و اصول اساسی اسلام و تقویت زمینه‌های همگرایی میان جهان اسلام است، جریان سلفی در ابعاد روش شناسی، اعتقادات و نظام سیاسی تغییرات بنیادینی را ایجاد کرده است.

۲٫۱٫۱ . گسترش قرائت سلفی از بیداری اسلامی

بی تردید هنگامی بیداری اسلامی می‌تواند در تحول جهان اسلام و هدایت آن به سوی تعالی موفق باشد که بر اساس خردورزی و اجتهاد حرکت کند و علیرغم پایبندی به اصول و اندیشه حیات بخش اسلام، به نفی دستاوردهای مادی بشر نپردازد. چنین روشی در اندیشه مصلحان بزرگ،  همانند حضرت امام ره، سید جمال، محمد عبده، علامه اقبال دیده می‌شود که هماره عنصر عقل و اندیشه را در کانون اندیشه خود، لحاظ کرده‌اند.

پخش قرائت سلفی در فضای بیداری اسلامی از نوع سرایتی است و به سبب شباهت ظاهری آن با اصل بازگشت به اسلام در اندیشه بیداری اسلامی، توانسته است رشد و گسترش بسیاری داشته باشد. یکی از ویژگی‌های پخش از نوع سرایتی، فاصله است. به این معنا که هرچه جامعه به مرکز  بیماری نزدیک‏تر باشد، قدرت رشد و گسترش این اندیشه افزایش می‌یابد. به همین سبب قرائت سلفی از بیداری اسلامی در مناطقی که مستقیما درگیر مباحث بیداری اسلامی بوده‏اند، بیشتر مشاهده می‌شود.

تونس نخستین کشوری بود که درگیر انقلاب شد و در مطالبات مردم مسلمان این کشور اسلام‏خواهی  به عنوان یکی از محوری‏ترین مطالبات آن ها مطرح گردید. دلیل بر اسلامی بودن انقلاب تونس نیز افزایش فزاینده محبوبیت حزب اسلام‏گرای النهضه می‌باشد. پس از پیروزی انقلاب تونس حزب النهضه توانست زمام امور را در دست گیرد. اما به موازات گسترش اسلام گرایی، جریان سلفی نیز در این کشور فعال شد و به فعالیت‌های تبلیغاتی و همچنین موج سواری بر بیداری اسلامی در این کشور پرداخت. گروه‌های سلفی تندرو از جمله انصار الشریعه قرائتی سلفی از انقلاب این کشور ارایه دادند، تا آنجا که راشد الغنوشی رهبر حزب النهضه آنان را تهدیدی جدی برای انقلاب این کشور تشخیص داد و رسما آنان را خوارج زمانه نامید. به گفته وی: «هر کجای زمین که این جهادی‏ها که خوارج زمانه هستند، حضور داشته باشند، خونریزی و ویرانی فرود می‌آید. تاکنون هیچ دولتی وجود نداشته است که سلفی‏ها در آن به موفقیت دست یافته باشند. آیا سومالی و عراق و افغانستان دولت‌هایی با ثبات دارند؟»

وی در تفاوت میان جریان معتدل و جریان افراطی می‌گوید:  «فرق بین جنبش النهضه و جهادی‏ها این است که ما تند رو و افراط‏گرا نیستیم و خواهان منافع کشورمان هستیم، در صورتی که سلفی‌های جهادی اینگونه نیستند. تاکنون هیچ یک از این سلفی‌های تندور در زمینه اقتصاد، علوم، قانون و علوم اجتماعی هیچ دانشمند و عالمی نداشته‏اند و قشر بزرگی از ملت  در اثر افراط‏گرایی‏های برخی گروه‏های سلفی از اسلام واهمه دارند.»[۱۵]

در مصر نیز چنین وضعیتی دیده می‌شود. پس از انقلاب مصر، گروه‌های سلفی کوشیدند، انقلاب را به نفع خود مصادره کنند. احزاب سلفی النور، الفضیله، الاصلاح و الاصاله، که طیف‌های مختلف سلفیه در کشور مصر هستند، در فردای انقلاب مصر، قرائتی سلفی از انقلاب مصر ارایه دادند و کوشیدند، انقلاب را به نفع خود مصادره کنند، تا آنجا که حزب سلفی النور با حمایت‌های عربستان سعودی، کوشید خود را به جریان معتدل اخوان المسلمین که برآمده از مطالبات دینی مردم بود، نزدیک کرده و دیدگاه‏های سلفی خود را دیکته کنند.[۱۶] بی شک نزدیکی اخوان المسلمین به احزاب سلفی از یک سو در کنار عوامل دیگر، موجب سرنگونی مرسی گردید.

البته جدای از قرائت رسمی سلفی فعال در عرصه سیاسی مصر، شاهد فعالیت گروه‌های سلفی افراطی‏تر و رادیکال‏تر در صحرای سینا هستیم. گروهی که به کشتار نظامیان و مردم این منطقه و انفجار تأسیسات نفتی می‌پردازند. گروه‌هایی مانند «مجلس شورای مجاهدین در اکناف بیت‌المقدس» و هسته‌های اولیۀ جماعت «انصار بیت‌المقدس» که بیشتر آنان از بقایای التوحید و الجهاد هستند.[۱۷]

همان گونه که گفته شد نوع پخش در رشد قرائت سلفی در حوزه بیداری اسلامی از نوع سرایتی است. به این معنا که همانند یک ویروس که به سرعت منتشر می‌شود، قرائت سلفی نیز در فضای بیداری اسلامی زمینه رشد دارد. هیجانات، اصل کلی بازگشت به اصول و مبانی اسلام و دشمنی با غرب، عواملی است که موجب بهره برداری و سوء استفاده جریان سلفی از فضای بیداری اسلامی شده است.

مشکل دیگر این بود که بیداری اسلامی در حالی در کشورهای اسلامی شکل گرفت که ادبیات و مبانی و اصول آن حتی برای نخبگان روشن نبود و در بامداد پیروزی انقلاب‏ها، هیچگونه مدلی برای راهبری و خروج این کشورها از بحران‏ها ارایه نشد و همین وضعیت سبب شد که جریان‌های سلفی از خلأ به وجود آمده برای ارایه و گسترش قرائت خود از بیداری اسلامی تلاش کنند. به ویژه آن که غرب و کشورهایی همانند عربستان و قطر برای محدود ساختن تأثیرات فراگیر بیداری اسلامی در جهان اسلام، راه حمایت از گروه‌های سلفی تند رو را امتحان کردند.

۲٫۱٫۲٫ گسترش فرهنگ تکفیر و رادیکالیزم

روند بیداری اسلامی از آنجا که در بسیاری از کشورها ماهیت انقلابی داشت، منجر به ناآرامی‏ها و مخالفت‌های فیزیکی با نظام حاکم گردید. در کشورهایی مانند تونس، مصر، یمن و لیبی چنین اتفاقی افتاد. به عبارت دیگر، روند تحولات جهان اسلام به گونه‌ای رقم خورد که اندیشه‌های اصلاح‏گرایانه نه می‌توانست پاسخ گوی مطالبات مردم باشد و نه مجالی برای بروز و ظهور داشت. شعار: «الشعب، یرید اسقاط النظام» که در کشورهای درگیر، به سرعت فراگیر شد، به خوبی نشانگر ماهیت انقلابی این روند است.

از آنجا که انقلاب‌ها و تحولات اجتماعی در دل خود، ناآرامی و بی‏ثباتی را دامن می‌ز ند و حداقل در دوره گذار، جامعه شاهد التهابات و مشکلات ناشی از اعتراضات و مخالفت‌ها با نظام حاکم است،[۱۸] زمینه رشد و گسترش اندیشه‌های افراطی نیز مستعد می‌شود.

در بیشتر قرائت‌های سلفی، مفهوم تکفیر وجود دارد. اما میزان و غلظت آن در اندیشه‌های سلفی به یک اندازه نیست.[۱۹] به همین سبب هرجا اندیشه‌های سلفی ورود پیدا کرده است، به سبب ماهیت آن، نوعی پراگماتیسم و جزمیت مبتنی بر مخالفت با اندیشه‌های مخالف شکل گرفته است، که میزان آن با توجه به نوع سلفی‏گری متنوع است.

چنین ویژگی‌های دو سویه‌ای سبب شده است، که سلفیه در رشد خشونت، افراط گرایی و اندیشه‌های تکفیری در فضای بیداری اسلامی، نقش بی‏بدیلی را بازی کند.

متأسفانه در فضای بیداری اسلامی، سلفیه کوشید به جای آن که لبه تیز دشمنی‏ها به سوی دشمنان مشترک و عوامل اصلی عقب ماندگی مسلمانان نشانه رود، به سوی فرقه‏گرایی، و دامن زدن به اختلافات درونی کشیده شود.

سلفیه از فضای به وجود آمده در عصر بیداری اسلامی، قرائتی تکفیری و افراطی ارایه نمود و واژه‌های مهم و کلیدی همانند کفر، شرک و بدعت را به سادگی در مورد مسلمانان به کار برد. در سخنان و فتاوای فرماندهان فکری تکفیر، همانند عدنان عرعور، قرضاوی، عبدالرحمن دمشقیه، ناصر العمری، عادل الکلبانی و …، به سادگی حکم تکفیر و اباحه دم و اموال صادر می‌شود و به ادنی دلیلی فرد متهم به کفر و زندقه شده و پس از آن، گروه‌های تکفیری سلفیه این احکام را اجرا می‌کنند.[۲۰]

از طرف دیگر در حالی که در حوزه اندیشه و افتاء در طول قرون گذشته اسلام، کمتر شاهد فتاوای تکفیری بوده‏ایم، امروزه در فضای به وجود آمده، شاهد رشد و گسترش چنین وضعیتی هستیم. مذاهب مختلف توسط گروه‌های سلفی تکفیر می‌شوند که از آن جمله می‌توان به تکفیر شیعیان عراق، علوی‌های سوریه، حوثی‌های یمن، مالکی‌های نیجریه، صوفیان مصر و … اشاره کرد.

نوع پخش در این محور بیشتر سلسله مراتبی یا ریزشی است. به این معنا که این فتاوا و یا دیدگاه‌های تکفیری توسط مفتیان سلفی صادر و سپس توسط پیروان به کار گرفته می‌شود. به عبارت دیگر چون رهبران دیدگاه‌های تکفیری دارند، این دیدگاه‏ها به گروه‌های نازل‏تر و پایین‏تر نیز منتقل می‌شود.

پخش یا اشاعه ریزشی و یا سلسله مراتبی سبب شده است که فرهنگ تکفیر و افراط گرایی در میان لایه‌های مختلف جریان‏ها و طیف‌های سلفی نفوذ کند و گسترش یابد و همچنین فرایند بیداری اسلامی را نیز به سوی رادیکالیزم، تکفیر و صحنه بازی را از تقابل با غرب به تقابل با مسلمانان تغییر دهد.

۲٫۱٫۳٫ تغییر کانون علمی به کانون جاهلی

بیداری اسلامی در طول تاریخ بلند خود، شاهد رهبران وارسته و فرهیخته‏ای بوده است. از قرون گذشته که افرادی همانند طهطاوی و خیرالدین تونسی نخستین جرقه‌های بازگشت به اسلام را زده‏اند، تا در قرن گذشته که افرادی همانند سید جمال، محمد عبده، علامه اقبال و حضرت امام رهبری این جریان را به عهده داشته‏اند، هماره در فضای عقلانی، تخصصی و علمی پیش رفته است. به ویژه آن که بیداری اسلامی که مرکب از بازگشت به اصول اساسی اسلام و تعامل منطقی با دنیای جدید است، خود نیازمند آگاهی و آشنایی با معارف و آموزه‌های اسلامی از یک سو و مقتضیات زمان و مکان از سوی دیگر است.

اما همان‏گونه که در صفحات گذشته گفته شد، بیداری اسلامی در سال‌های معاصر با شتاب پیش رفت و توالی حوادث و رویدادها به گونه‏ای بود که با توجه به فقر داشته‏های علمی و عدم وجود سیاست‌های راهبردی، قدرت برنامه‏ریزی را گرفت و موجب شد جریان سلفیه علاوه بر این که زمینه‌های افراط‏گرایی و تکفیر را در جهان اسلام بگستراند، به نوعی سطحی‏نگری و آراء و اندیشه‌های سخیف، متوسل شود. به عبارت دیگر، رهبری جریان‌های سلفی فعال در فضای بیداری اسلامی به جای آن که در دست رهبران به نام این جریان‏ها باشد، از دست و کنترل آنان نیز خارج شده و به دست رهبران جهادی که معمولا از نظر علمی ضعیف بوده و بیشتر نخبه ابزاری هستند، بیافتد.

شاهد بر این ادعا نیز انزوای رهبران تکفیری مانند عدنان عرعور، قرضاوی و حتی گاه اتخاذ مواضع مخالف با جریان‌های سلفی تکفیری توسط آنان است.[۲۱]

این وضعیت سبب شده است، افکار بسیار سخیف و فتاوای شاذ و نادر بسیاری توسط رهبران جهادی جاهل ارایه گردد که با فقه و کلام هیچ یک از مذاهب اسلامی هماهنگی ندارد. دستورات و فرامین این افراد نشانگر این واقعیت است که رهبری علمی این جریان‏ها از کانون علما و اندیشمندان به سوی کانون نوعی عملگرایی غیر علمی در حال تغییر است و این وضعیت شرایط را در تعامل با جریان‌های سلفی دشوارتر می‌کند.[۲۲] فتاوای مربوط به جهاد نکاح و سپس عملی شدن این فتوا در سوریه و عراق و برخی از کشورهای دیگر نیز معلول چنین وضعیتی است.

نوع پخش در این حوزه بیشتر بر اثر پخش جابجایی است. به این معنا که رفته رفته رهبران علمی سلفیه با فعالیت‌های افراطی جریان‌های سلفی، کنار گذاشته شده‏اند و جای خود را به رهبران جهادی عملگرا که با فضای علم و معارف دینی نیز آشنایی نداشتند، دادند. به عنوان نمونه چهره‌هایی مانند ایمن الظواهری، ابومحمد مقدسی، ابوقتاده فلسطینی، در میان طیف‌های سلفی تکفیری جایگاه خود را از دست داده‏اند و افرادی همانند ابوعمر شیشانی، ابو علی شیشانی، ابومصعب زرقاوی و رهبرانی که از سرزمین‌های خود به سوی کانون‌های بحران هدایت شده‏اند، جایگزین شده‏اند. این رهبران نیز به جای آن که بر اساس مبانی و تفکرات اصیل سلفی فعالیت‌های خود را سامان دهند، رویکردی سطحی و هیجانی به خود گرفتند و در بسیج نیروهای تکفیری نقش مهمی ایفا کردند.

۲٫۱٫۴٫  گسترش موج اسلام هراسی و اسلام ستیزی

اسلام هراسی و متعاقب آن اسلام ستیزی، سابقه‌ای دیرینه حداقل به اندازه شرق شناسی دارد. در آثار مستشرقین، هماره نوعی سیاه نمایی و ترسیم چهره‌ای غیر واقعی از اسلام و مسلمین مشاهده می‏شود. ریشه این مسأله را جدای از تقابل نظامی در جنگ‌های صلیبی و اسپانیا، باید در تقابل‌های فکری و عقیدتی جستجو کرد. به گفته ادوارد سعید، نگاه استثناگرایانه غرب و یا همان غیریت سازی، موجب شده است که برای معرفی غرب خوب، اسلام و یا مسلمانان بد، ملاک قرار گیرند.[۲۳]

ریشه دیگر اسلام هراسی و اسلام ستیزی غرب، رشد و گسترش شدید اسلام در کشورهای غربی است. به گفته اسپوزیتو، اگر در گذشته شهرهایی مانند مکه، مدینه، قاهره و… شهرهایی اسلامی شمرده می‌شدند، امروز شهرهایی مانند مارسی، لیون، واشنگتن و لندن را نیز باید جزء کشورهای اسلامی شمرد، چه این که در کنار هر کلیسا، گلدسته مسجدی نیز افراشته شده است. بر پایه آمار، سرعت گسترش اسلام در کشورهای اروپایی، حتی از مسیحیت بیشتر است و شاید در دهه‌های آینده مسلمانان از نظر جمعیت دیگر به عنوان اقلیت در کشورهای غربی شمرده نشوند.[۲۴]

چنین وضعیتی سبب شده است که اسلام ستیزان، از هر مستمسکی برای مقابله با اسلام استفاده کنند و یکی از مهمترین اهرم‌های آنان، بهره‏برداری از شرایط امروز جهان اسلام است.

تحولات انقلابی که در جهان اسلام در سایه بیداری اسلامی اتفاق افتاد، سبب شد که سلفیه در تصدیر این حرکت‌ها، از روش خشونت و ارهاب بهره ببرد و فضای بیداری اسلامی نیز چنین فرصتی را در اختیار سلفیه قرار داد.

نکته‌ای که در عملکرد سلفیه در تحولات معاصر جهان اسلام قابل توجه است، این واقعیت است که سلفیه با عملکرد خود در چند سال گذشته، بهانه لازم را برای اسلام ستیزی و اسلام هراسی به شدت فراهم کرده است. به عبارت دیگر اگر در سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۸غرب برای مقابله با اسلام از کاریکاتور، آتش زدن قرآن، مقابله با گلدسته و مناره، مقالات آتشین ضد اسلام استفاده می‌کرد، جریان‌های سلفی در تحولات اخیر جهان اسلام، بهانه بهتری در اختیار اسلام ستیزان قرار دادند. سلفیه تکفیری در شرایط حاضر به شدت غرب را در پروژه اسلام هراسی یاری نمود. با حضور سلفیه در متن تحولات بیداری اسلامی و بر این اساس که رشد و گسترش بیداری اسلامی بر اساس اسلام معتدل، خطری جدی برای غرب محسوب می‌شد، غرب، پروژه «اسلام علیه اسلام» را آغاز کرد و با انعکاس اعمال خشونت بار و ضد انسانی سلفیه در رسانه‌ها، به خوبی توانست به اهداف خود برسد. در یکی از پژوهش‌هایی که به بررسی ضریب القائات اسلام‏هراسی و اسلام‏ستیزی در غرب پرداخته است، به صورت موردی به بررسی روزنامه تایمز پرداخته و موارد بسیاری را در این روزنامه ذکر کرده است که بنگاه رسانه‌ای مرداک، به القاء اسلام هراسی و اسلام ستیزی بر اساس عملکرد گروه‌های افراطی و خشن(سلفی) پرداخته است.[۲۵]

محمد صالح، نویسنده عرب، در سایت الجزیره به تفصیل به عللی که موجب شده است، جریان‌های سکولار، لیبرال و ملی‏گرا، به جریان‌های اسلام گرا حمله کنند و اسلام هراسی را در تحولات بهار عربی، به وجود بیاورند، اشاره کرده است. وی بر اساس مدل مصداق پژوهی، اخوان المسلمین را مورد بررسی قرار داده است. صالح تاکید می‌کند که ترساندن از اخوان المسلمون عموما با عناوینی نظیر تروریسم، افراط گرایی، واپس گرایی ، یا صفاتی مانند ضد آزادی و ضد حقوق زنان و یا حتی عناوین دیگری مانند دیکتاتور به اسم دین نمود پیدا می‌کند، این تبلیغات، حتی در برخی موارد از متهم کردن به مزدوری برای کشورهای دیگر و فرصت طلبی و عدم قدرت برای ارائه برنامه واقعی مدیریت کشور و ترتیب دادن به مناسبات خارجی نیز خالی نیست.[۲۶]

هرچند صالح در این مقاله کوشیده است، اتهاماتی که به اخوان المسلمین نسبت داده شده است را غیر واقعی قلمداد کرده و رفع اتهام از اخوان کند، اما باید به این نکته اذعان کرد که برخی از اعمال شاخه افراطی اخوان المسلمین، به چنین وضعیتی دامن زده است که نهایتا نیز عملکرد منفی این حزب که بخش عمده‌ای از آن حمایت از احزاب و گروههای تند سلفی مانند النور بود، موجب سرنگونی آن گردید.

این نوع اشاعه از طریق ماهواره‏ها، مطبوعات، فضای مجازی و سایررسانه ها، تبلیغ می‏شود. مخاطبان اصلی جریان اسلام هراسی نیز بیشتر غیر مسلمانان، به ویژه غربی‏ها هستند. پیام این ایده این است که اسلام به شدت در غرب در حال پیشروی است و این خطری اساسی برای جهان غرب است، چه این که مسلمانانی که به خود رحم نمی‏کنند، چنانچه قدرت بیابند، به غیر همکیشان خود، به هیچ وجه رحم نخواهند کرد.

۲٫۱٫۵٫ گسترش موج شیعه هراسی و شیعه ستیزی

هرچند مفهوم هلال شیعی (Shiite Crescent) در ادبیات آلمانی سابقه بلندی دارد، اما نقطه عطف آن سخن ملک عبدالله دوم ـ پادشاه اردن ـ پیرامون طرح هلال شیعی در خاورمیانه است.[۲۷] کاربرد این واژه، مقارن با به قدرت رسیدن شیعیان در انتخابات عراق، پس از حمله ایالات متحده امریکا در سال ۲۰۰۳م به این کشور بود. بر این اساس به قدرت رسیدن شیعیان در عراق، تکمیل‌کننده هلالی از حوزه‌های نفوذ شیعی بود که کشورهای لبنان، سوریه، عراق، ایران، پاکستان و افغانستان را دربرمی‌گرفت؛ به این معنا که نه تنها در ایران، شیعیان در قالب جمهوری اسلامی و در لبنان در مقام جنبشی مقتدر و پیشرو، بلکه در عراق و سوریه نیز، که دولت را در اختیار دارند، از جایگاه تعیین‌کننده‌ای در منطقه برخوردارند.

در روند شیعه هراسی، حسنی مبارک رئیس جمهور اسبق مصر گفت: “شیعیان در جهان عرب به ایران وفادار ترند تا کشور خود”. به گفته وی هرچند شیعیان کشورهای اسلامی از نظر ملی و ظاهری تبعه آن کشورها محسوب می‌شوند، اما بیش از آن که به پیوندهای خونی و ملی پایبند باشند، به پیوندهای مذهبی اعتقاد دارند، به همین سبب آنان نیروهای ایران در کشورهای خود هستند. همچنین او بار دیگر نسبت به شکل گیری هلال شیعی و تاثیر آن بر مناسبات منطقه‌ای به سود ایران هشدار داد.[۲۸]

شاهزاده مقرن ـ ولیعهد دوم عربستان ـ نیز در سخنانی رسما اعلام کرد که دیگر سخن از هلال شیعی گفتن درست نیست، چه این که هلال شیعی در حال تبدیل شدن به بدر کامل است و این خطری است که کشورهای اسلامی را تهدید می‌کند.[۲۹]

با آغاز بیداری اسلامی و نشانه‌های تأثیر پذیری انقلاب‌های عربی از جمهوری اسلامی ایران، ضریب القائات در مورد تلاش شیعه و جمهوری اسلامی ایران برای نفوذ و تأثیر گذاری در میان کشورهای اسلامی به اوج خود رسید. میاندار این تبلیغات نیز بی‏تردید بیش از همه جریان‌های سلفی بودند که از فرصت به دست آمده برای تصدیر انقلاب‌ها، از حربه مد شیعی استفاده می‌کردند.

احمد خالد ـ نویسنده مصری ـ در مقاله‌ای با عنوان “طرح ایران برای تحقق رویای هلال شیعی”[۳۰] به بررسی طرح‌ها و مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال انقلاب‌های عربی پرداخته است. همچنین چهره‌هایی مانند فهمی هویدی نیز ادعاهای عجیبی ارایه می‌کنند همانند شکل گیری دو بلوک شیعی یهودی در برابر یکدیگر که بلوک شیعی متشکل از کشورهای شیعی و بلوک یهودی توسط اسرائیلی‌ها و هم پیمانان آنها شکل گرفته است.[۳۱]

سلفیه از پروژه شیعه‏هراسی چند هدف عمده را دنبال می‏کند: نخست به دنبال همگرایی متشددین اهل سنت با خود در فعالیت‏های ضد شیعی است. دوم: به دنبال کنترل نفوذ اندیشه شیعی در کشورهای اسلامی هستند. به ویژه آن که در سال‏های اخیر گزارش‏های متعددی از رشد و گسترش اندیشه شیعی در کشورهای اسلامی گزارش شده است. سوم جریان‏های  افراطی و تکفیری هماره اندیشه‏هایی شکاف‏زی هستند. به این معنا که در دل شکاف‏های مذهبی و اجتماعی رشد می‏کنند. هرچه عمق این شکاف‏ها بیشتر باشد، زمینه رشد و گسترش اندیشه‏های افراطی نیز بیشتر خواهد بود. البته چنین سیاستی صرفا به ستیز با شیعه محدود نمی‏شود، بلکه ایجاد اختلاف و شکاف میان اهل سنت شریعت محور و طریقت محور، میان احناف و شوافع و حنابله و … را نیز در بر می‏گیرد.

۲٫۱٫۶٫ ترویج نظریه احیای خلافت در سایه بیداری اسلامی

در نگاه اهل سنت، نمونه آرمانی حکومت مدل خلافت است که یادآور خلافت راشده در صدر اسلام می‌باشد. نظریه خلافت در اندیشه سنی، ناظر به نظریات قدیم (سنتی) اهل سنت می‌باشد که در برابر نظریات جدید قرار می‌گیرد که معمولا شورا محورند.[۳۲] به زعم سلفیه بیداری اسلامی ظرفیت احیای مجدد خلافت را دارد. شعار اصلی سلفیه برای تأثیر گذاری در میان اهل سنت نیز از دو رکن تشکیل شده است: نخست این واقعیت که خلافت مهمترین رکن اندیشه سیاسی سنی است و در راستای بیداری اسلامی باید به دنبال احیای این نهاد مهم باشیم و دوم خلافت عباسی با همکاری علاقمه و خواجه نصیر طوسی که شیعه بودند، سرنگون شده است و بنابراین باید در مقابله با شیعه به عنوان دشمن اصلی احیای خلافت، با تمام توان ایستادگی کرد.[۳۳]

پوشیدن لباس مشکی، پرچم مشکی نیز در قالب احیای فرهنگ عباسیان در این حوزه است. به نظر می‌رسد یکی از مهمترین خطرهایی که امروز سلفیه جریان بیداری اسلامی را تهدید می‌کند، گسترش و توزیع ایده خلافت سنتی در میان اهل سنتی است که سالها آرزوی احیای آن را داشته‏اند و از طرف دیگر، سعادت دنیا و آخرت خود را در احیای آن می‌بینند. چنین وضعیتی سبب شده است که از نگاه سلفیان، بیداری اسلامی اساسا زمینه تشکیل و احیای مجدد خلافت اسلامی باشد. به همین سبب نیز داعش برای توجیه فعالیت خود، ابوبکر بغدادی را خلیفه اسلامی معرفی کرد و عنوان بغدادی را برای یادآوری خلافت عباسیان در بغداد، به وی نسبت داده‏اند. در افریقا، در کشورهایی مانند لیبی، تونس و مصر نیز چنین پروژه‏ای دنبال می‏شود. به عنوان نمونه عبدالرزاق اجحا شیخ سلفی مغربی که پیشتر بازداشت شده بود، به جوانان مغرب، تونس، سودان، موریتانی و کسانی که خواهان پیوستن به داعش هستند، گفت: کسانی که به سبب بُعد مسافت نمی‏توانند به سرزمین شام سفر کنند، به سلفیان لیبی بپیوندند؛ زیرا اینجا نیز سرزمین خلافت است. به گفته وی: «در واقع جنگ داعش با جهان، جنگ بین اسلام اصیل و اسلام تغییر یافته؛ و جنگ علمای اسلام و علمای درباری و وابسته به حاکمان است».[۳۴]در منطقه آسیای میانه نیز  حزب التحریر، پیگیر احیای خلافت اسلامی است.[۳۵]

در مجموع نظریه خلافتی که توسط سلفیه در جهان اسلام ترویج می‌شود، دارای شرایط مستعدی است. نخست آن که احیای اسلام در نگاه اهل سنت، به احیای خلافت گره خورده است .ثانیا تلاش برای ایجاد حکومت اقتضا می‌کند که بهترین مدل به کار گرفته شود که در اندیشه اهل سنت همان خلافت است و ثالثا تلاش مضاعف سلفیه برای انحراف بیداری اسلامی به سوی نظریه توهمی احیای خلافت، توانسته است در جهان سنی، موافقانی بیابد.

نوع پخش در این حوزه نیز از نوع جابجایی، سلسله مراتبی و سرایتی است. به این معنا که حضور افرادی همانند ابوبکر بغدادی در مناطق سلفی زمینه شکل‏گیری این ایده را تقویت می‌کند. اندیشه خلافت در افواه و اظهار نظرهای بزرگان اهل سنت نیز وجود دارد و این امر موجب تبعیت عامه از آنها می‌شود[۳۶] و این نگرش از سوی کانون‌های سلفی، به سوی سایر مناطق جهان اسلام در حال رشد و گسترش است.[۳۷]

۲٫۲٫ رفتار 

جدای از تأثیرات فکری و اندیشه‏ای، جریان‌های سلفی تأثیرات فیزیکی و رفتاری نیز داشته‏اند. به عبارت دیگر در فضای بیداری اسلامی نوعی فرهنگ سازی سلفی در حوزه رفتار در حال شکل‏گیری است  که در صورت عدم برنامه ریزی‌های صحیح، بر فرایند بیداری اسلامی نیز تأثیرات عمیقی را به همراه خواهد داشت.

۲٫۲٫۱٫ رشد خشونت در جهان اسلام

اندیشه سلفی تکفیری در طول حیات خود، هماره با خشونت و ارهاب پیش رفته است. رشد و گسترش  وهابیت از سال ۱۱۵۳ ق تا کنون، همواره در سایه شمشیر بوده است.[۳۸] در تاریخ معاصر نیز به جز دهه نود که در الجزایر سلفی‌ها قریب ۲۰۰ هزار نفر را قتل عام کردند،[۳۹] در سال‌های اخیر، متأسفانه بار دیگر چنین وضعیتی در مقیاس گسترده‏تر و فجیع‏تر در عالم اسلامی شکل گرفته است.

به عنوان نمونه مصر پس از انقلاب، شاهد رشد خشونت‌های سازمان یافته بود، به گونه‌ای که احزاب «النور» و «الاصاله» به ویژه پس از به قدرت رسیدن اخوان، از شرایط استفاده کرده و به تقابل با تصوف و شیعه در این کشور پرداختند. اوج گسترش خشونت و افراط‏گرایی در مصر را می‌توان در شهادت شیخ حسن شحاته در استان جیزه مشاهده کرد.

همچنین سلفی‌ها از فضای به وجود آمده استفاده کرده و بسیاری از اماکن مقدس مصر مانند رأس الحسین ع، مقام حضرت زینب و… را تهدید به تخریب کردند که با واکنش شدید مفتی مصر «علی الجمعه» روبرو شد.[۴۰] در این مقطع حملات جریان‌های سلفی علیه نیروهای ارتش و پلیس مصر به ویژه در صحرای سینا توسط افرادگروه «انصار بیت المقدس» افزایش یافت و «ایمن الظواهری» از تکفیری‌ها خواست نیروهای ارتش مصر را هدف حملات خود قرار دهند. چنین وضعیتی سبب شد که احمد الطیب – شیخ الازهر – نسبت به خطر جریان‌های سلفی واکنش شدید نشان دهد و اعلام کند: «تکفیری‌های جهان معاصر ما از خوارجی که از دایره ایمان خارج شده بودند و کفر ورزیده خون مسلمانان را مباح دانسته بودند، خطرناک‏ترند.»[۴۱]

در یمن نیز هرچند جریان‌های سلفی تا قبل از سقوط علی عبدالله صالح فعال بودند، اما بعد از سقوط وی، بر فعالیت خود افزودند و علاوه بر تبلیغات بسیار علیه شوافع و شیعیان زیدی، دست به خشونت زدند. به عنوان نمونه گروه موسوم به «آل احمر»، هنگامی که شهرهای «حوث»، «الخمری» و «دنان» را تصرف کردند، حتی به کودکان نیز رحم نکردند و هنگامی که گروه «انصار الله» وابسته به جریان حوثی، توانست این شهرها را باز پس گیرد، آثار شدید شکنجه بر بدن قربانیانی که تعداد زیادی از آنها کودکان بودند، هویدا بود.[۴۲]

سلفی‌ها در تونس، متأثر از سلفیان افراطی در الجزایر هستند، اما در دوران بورقیبه و بن علی، به شدت سرکوب شدند. اما پس از انقلاب ۱۴ ژانویه ۲۰۱۱ و فضای باز به وجود آمده و آزادی زندانیان، بار دیگر این جریان در تونس فعال شد و کوشید عنان تحولات تونس را در دست بگیرد. در این دوران جریان سلفی در قالب سه حزب سیاسی یعنی حزب «اصلاح» به رهبری «محمد خوجه»، حزب «اصالت» به رهبری «مولودی مجاهد»، و حزب «الرحمه» به رهبری «سید الجزیری» و چندین مجمع از جمله مجمع «انصار الشریعه» به رهبری «ابویاض»، رهبر پرنفوذ جهادگرایی سلفی در تونس و مجمع «ملی گرای آگاهی و اصلاح» به رهبری «ال علمی» تشکیل شد به فعالیت پرداخت.

فعالیت سلفی‏ها در تونس پس از انقلاب را می‌توان در دو قالب ارزیابی کرد، نخست جریان اصلاح طلب و دوم جریان جهادی. سلفی‌های اصلاح طلب یا علمی که در اکثریت هستند، خشونت را نفی و دموکراسی را رد می‌کنند و خواهان اجرای شریعت هستند و تعداد آن‌ها حدود ۲۰ هزار نفر ارزیابی می‌شود. بیش از نیمی از حامیان «النهضه» روابط نزدیکی با سلفی‌های اصلاح طلب دارند. همین مسأله باعث شده است تا با وجود اختلافات و اقدامات خشن و نقض قوانین توسط سلفی‌ها، «النهضه» از تقابل با آن‌ها بپرهیزد. النهضه، جنبش سلفی‌ها را یک متحد برای دوران سخت و زمان انتخابات می‌ببیند.

اما در مقابل سلفی‏های جهادی تحت هدایت مجمع “انصار الشریعه” گروهی فعال و در حال رشد و گسترش هستند. سلفی‌های جهادی که به جهاد به عنوان یک وظیفه و تکلیف نگاه می‌کنند، جهاد را تنها محدود به مرزهای تونس نمی دانند، تا جایی که جهادگرایان سلفی در جنگ داخلی سوریه نیز حضور دارند. سلفی‌های جهادی به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ گروه اول مستقل هستند و گروه دوم با القاعده ارتباط دارند و تا حد زیادی به این گروه وابسته می‌باشند. سلفی‌های جهادی در شمال پایتخت در شهرهایی مثل «بیزرت»، «جندوبا»، «کاروان»، «مهدیا»، «سوس»، «سفاکس»، «تزور» و «ژربا» حضور دارند. قبل از انقلاب تونس، شمار جهادی‌ها صدها نفر بود، اما امروزه شمار آن‌ها بین ۷ هزار تا ۹ هزار نفر ارزیابی می‌شود. [۴۳]

در مجموع حملات انتحاری و تقابل مستقیم نیروهای امنیتی تونس که وابسته به حزب النهضه می‌باشند، پس از انقلاب تونس به شدت گسترش یافته و حتی در شهرهای سیدی ابوزید و غارالدماء به کشته شدن تعدادی از نیروهای نظامی و سلفی‌ها انجامید.[۴۴]

در سوریه و عراق شرایط به مراتب دشوارتر و خطرناک‏تر است. از سال ۲۰۱۱ تا کنون بیش از ۲۳۰۰۰۰ نفر از مردم سوریه کشته شده‏اند که بیش از ۱۲۰۰۰ نفر آنان کودکان زیر ۱۰ سال بوده‏اند.[۴۵] آغاز حرکت‌های مردمی در سوریه برای اصلاح حکومت بشار اسد با انقلاب آغاز شد، اما رفته رفته با ورود نیروهای خارجی که تعداد آن تا ۲۰۰۰۰۰ نفر از بیش از ۸۰ کشور دنیا تخمین زده می‌شود، وضعیت کاملا دگرگون شد و جنایت‏ها و خشونت‌های این افراد در مقابله با مردم بی‏گناه این کشور به جایی رسید که حتی گروه‌های ملی‏گرای مخالف دولت نیز خطر این گروه‌های تکفیری را احساس کردند و نسبت به آنها موضع گرفتند.

البته خشونت سلفیه تکفیری تنها به این کشورها منحصر نمی‏شود، در نیجریه بوکو حرام، در سومالی الشباب و در آسیای میانه حزب التحریر و در پاکستان سپاه صحابه، لشکر جهنگوی، لشکر طیبه و … چنین رویکردی دارند.

در مجموع جریان‌های سلفی از دو بعد به امنیت و ثبات جوامع اسلامی ضربه می‌زنند. نخست با رفتارهای خشونت آمیز و تروریستی خود، آسایش و امنیت را از جامعه سلب می‌کنند و دوم اعمال ورفتار آنها موجب تضعیف دولت مرکزی شده و موج ناامنی و بی‏ثباتی را در جامعه گسترش می‏دهد. چنانکه چنین وضعیتی به خوبی در کشور نیجریه مشهود است. این کشور از یک طرف گرفتار جریان تکفیری بوکو حرام است و از طرف دیگر به علت هزینه‌های بسیار مقابله با این جریان تکفیری، قدرت مقابله با فساد و ناامنی را ندارد.

نوع پخش، خشونت و ارهاب در جهان اسلام، نیز جابجایی است. به این معنا که سلفیه از نظر جغرافیایی مرزی برای خود نمی‏شناسد و هرجا که احساس کند، نیاز به حضور است، در آنجا حاضر می‏شود. بنابراین در کشورهایی مانند یمن، سوریه، مصر، لیبی، عراق و … سلفی‌های تکفیری با ملیت‌های مختلف دیده می‌شوند. حتی تبعه کشورهای اروپایی نیز در میان تکفیریان حضور مستقیم دارند. در این جابجایی‏ها نیز برخی کشورها، نقش جابجا کننده را ایفا می‌کنند که در بحران عراق و سوریه، ترکیه چنین نقشی را به عهده دارد.

۲٫۲٫۲٫ ورود نیروهای خارجی به جهان اسلام

نقطه عطف حضور نیروهای خارجی به ویژه غربی در جهان اسلام، پس از واقعه یازده سپتامبر بود که این واقعه ارتباط مستقیمی به جریان‌های سلفی و در رأس آنان القاعده داشت. امریکا از فرصت به دست آمده برای لشکر کشی به منطقه به خوبی بهره برداری کرد و از آن زمان نیز هماره فعالیت‌های سلفیه در جهان اسلام به نوعی تضمین کننده حضور نیروهای خارجی در جهان اسلام بوده است. در افغانستان، طالبان و فعالیت‌های آنان بهانه حضور امریکا و هم‏پیمانان آنان در این کشور شده است. در پاکستان هماره فعالیت جریان‌های تکفیری در مناطق مرزی سبب شده است که هواپیماهای بدون سرنشین امریکایی مناطق مرزی این کشور به ویژه مناطق پشتون ستان را بمباران کنند و از سال ۲۰۰۳ تا کنون تنها ۳۵۰۰ غیر نظامی در حمله هواپیماهای بدون سرنشین امریکا در پاکستان کشته شده‏اند.[۴۶] عراق نیز پس از سقوط صدام هماره با خطر جریان‌های سلفی و تکفیری روبرو بوده است و یکی از مهمترین توجیهاتی که بیگانگان برای حضور در عراق به آن استناد می‌کردند، وجود ناامنی و کشتارهای بسیاری بود که توسط گروه‌های تکفیری به ویژه القاعده شاخه ابومصعب زرقاوی در عراق، انجام می‌شد.

پس از انقلاب‌های عربی در کشورهای اسلامی، سلفیه بر فعالیت خود افزود و از فضای متشنج به وجود آمده جهت ایجاد ناامنی و بی‏ثباتی بهره برداری کرد. فعالیت جریان‌های سلفی در عراق و سوریه رسما پای بیگانگان را به منطقه باز کرده است و در کشورهایی مانند لیبی که پس از انقلاب شرایط بحرانی را می‌گذراند، این کشورهای غربی هستند که سیاست‌های خود را پیش می‌برند.

در مصر، عملکرد بد اخوان و النور سلفی سبب شد که مردم علیه آنان به پا خیزند و دفع افسد به فاسد کرده و بار دیگر حاکم دست نشانده غرب یعنی سیسی به حکومت مصر برسد. در یمن نیز چنین وضعیتی مشاهده می‌شود، در جنوب یمن تا پیش از تسلط حوثیان بر صنعا، به ویژه در جنوب یمن، حضور سلفیان سبب شد که بارها هواپیماهای بدون سرنشین غرب منطقه باب المندب و عدن را بمباران کنند و دولت یمن نیز برای جلب مساعدت غرب در مقابله با سلفیان، امتیازات زیادی را به آنها واگذار کند.[۴۷]

از طرف دیگر، غرب پس از آغاز انقلاب‌های عربی و بیداری اسلامی برای جلوگیری از گسترش و احیای اسلام در کشورهای اسلامی، به شدت به جریان‌های سلفی امیدوار شده است. جریان‌هایی که می‌توانند از رشد و گسترش اسلام معتدل و انقلاب در کشورهای اسلامی جلوگیری کرده و مردم را نسبت به بیداری اسلامی، ناامید نمایند. به عبارت دیگر تجربه بهره برداری از سلفیه در مقابله با اتحاد جهان اسلام در مورد وهابیت پاسخ مثبت داد. هنگامی که انگلستان از عبدالعزیز حمایت کرد و کوشید وهابیت را بر عربستان سعودی مسلط کند، به خوبی دریافته بود که این جریان هرگز نخواهد توانست جهان اسلام را در مقابل غرب متحد کند و بالعکس وهابیت خود عامل تفرقه، کشتار و ناامنی در جهان اسلام خواهد شد و حضور غرب را در کشورهای اسلامی رقم خواهد زد.[۴۸]

چنین وضعیتی امروز در جهان اسلام نیز وجود دارد. سلفیه عامل و سد بزرگی در برابر رشد احیای اسلام اصیل و همگرایی جهان اسلام برای مقابله با غرب و مدرنیزم است و این وضعیت را غرب به خوبی درک کرده است.

شیوه پخش در این مورد، جابجایی است. از یک سو حضور نیروهای سلفی در مناطق مختلف جهان زمینه حضور غرب را فراهم می کند و از سوی دیگر غرب با گسیل نیرو و بهره برداری از کارشناسان و نخبگان سیاسی خود، زمینه های حضور خود را در منطقه فراهم می‏سازد.

۲٫۲٫۳٫ تضعیف اسرائیل ستیزی در جهان اسلام

بی‏تردید یکی از مهمترین اهداف بیداری اسلامی، اعاده حیثیت مسلمانان و آزادی قدس شریف از سیطره رژیم اشغالگر اسرائیل بود. در مطالبات انقلابی مردم، مقابله با اسرائیل و رژیم صهیونیستی کاملا مشاهده می‌شد. در مصر، مردم به امید روزی که بتوانند در برابر رژیم صهیونیستی که حیثیت و آبروی آنان را لکه دار کرده بود بایستند، دست به مبارزه زدند.[۴۹] یکی از عوامل سرنگونی مرسی نیز عدم اعلام برائت و بیزاری او از رژیم غاصب صهیونیستی بود.

زمامداران اسرائیلی نیز بارها وحشت خود را از گسترش بیداری اسلامی و همچنین رشد و گسترش اسرائیل ستیزی در فضای بیداری اسلامی اعلام کرده‏اند.[۵۰]

در چنین شرایطی هراس غرب و اسرائیل از تسری انقلاب‌های اسلامی به مقابله با اسرائیل به عنوان هدف مشترک تمامی انقلابیون، وحشت مضاعفی را به سران صهیونیستی تزریق کرد. اما جریان سلفیه این‏بار نیز به فریاد اسرائیل رسید. در شرایطی که جهان اسلام می‌توانست به عنوان قدر مشترک میان تمام جریان‌های اسلامی مسأله فلسطین را به عنوان نماد مبارزه قرار دهد، جریان سلفیه مسیر را منحرف کرد و شرایط را به نفع اسرائیل رقم زد. به عبارت دیگر درگیری شدید جریان سلفی با نیروهای خودی، سبب شد که مقابله با اسرائیل فراموش شود و تمامی قدرت و بنیه مسلمانان صرف مقابله با جریان‌های سلفی تکفیری گردد.

از طرف دیگر جریان تکفیری با ورود به سوریه، به بهانه بیداری اسلامی، در حقیقت زمینه را برای درهم شکستن مثلث مقاومت فراهم کرد و غرب  و اسرائیل نیز از هیچ کمکی به آنها دریغ نکردند. این در حالی بود که اسرائیل هم از شرایط به وجود آمده به خوبی استفاده کرد و در جنگ غزه در حالی که فکر و ذهن مسلمانان درگیر داعش و گسترش سرزمینی و فکری آن بود، غزه را زیر آتش توپخانه خود گرفت و از غفلت مسلمانان به خوبی بهره برداری کرد.

داعش نیز هنگامی که مورد پرسش قرار گرفت که چرا به جای مقابله با اسرائیل با مسلمانان می‌جنگد رسما اعلام کرد که هدف اصلی آنان دشمنان قریب( مسلمانان ) هستند نه دشمنان بعید( اسرائیل).[۵۱]

اسرائیل همان گونه که از سکوت خبری در مورد حمله به غزه بهره‏برداری کرد، ارتباطات گسترده‏ای را با گروه‌های تکفیری همانند داعش برقرار کرده است. اخباری مبنی بر معالجه ابوبکر بغدادی توسط تیم‌های پزشکی اسرائیل و همچنین معالجه مجروهان جبهه النصره در سوریه توسط بیمارستان‌های صحرایی اسرائیل اخباری است که از حد تواتر گذشته است.

به نظر می‌رسد اسرائیل از وجود جریان‌های سلفی در فضای بیداری اسلامی از دو جنبه بهره برداری می‌کند:

نخست: هدف اصلی بیداری اسلامی که مقابله با رژیم صهیونیستی است را به محاق برده است؛

دوم: از جنگ و رویارویی تکفیری‏ها با مسلمانان که موجب ضعف بنیه دو طرف می‌شود ، کمال بهره‏برداری را می‌کند. چنانکه نتانیاهو به اوباما گفته بود چندان به فکر علاج جنگ میان داعش و دولت عراق نباش، که هر طرف تضعیف شوند، به نفع ماست. حتی نتانیاهو رسما در نیویورک اعلام کرد که خطر ایران از داعش بیشتر است.[۵۲]

بنابراین شکی نیست که وجود جریان‌های تکفیری در فضای بیداری اسلامی، جبهه مقابله با اسرائیل را تضعیف خواهد کرد و نگاه ها را از سوی اسرائیل به سوی قلب کشورهای اسلامی خواهد کشاند.

نوع پخش در این مورد، سلسله مراتبی است که این وضعیت شرایط را اسفناک تر می کند. به عبارت دیگر، نگاه نخبگان و رهبران از سوی اسرائیل به فضای درون معطوف می‏شود و این امر در پیروان، اقشار و لایه های مختلف اجتماعی نیز منتشر می‏شود.

۲٫۲٫۴٫ سلفیه و ناکام ماندن بیداری اسلامی

شاید یکی از مهمترین مشکلاتی که سلفیه در برابر فرایند مقدس بیداری اسلامی، به وجود آورد، ناکام ماندن بیداری اسلامی در بسیاری از کشورهای اسلامی است. مسلمانانی که در طول قرون متمادی از تحقیر و پیروی کورکورانه از غرب، به تنگ آمده بودند، با بهره‏گیری از آموزه‌های ارزشمند اسلام و تجربیات مصلحان جهان اسلام، به دنبال بازگشت به اسلام اصیل بودند و دال مرکزی گفتمان بیداری اسلامی نیز همان «الاسلام هو الحل» به عنوان طلیعه این اندیشه خودنمایی می‌کرد. به ویژه که در عالم خارج نیز نمونه‏ای مانند ایران شکل گرفته بود و می‌توانست الگویی برای توده‌های مسلمان باشد.

اما اسلام سلفی با عرضه خود و حمایت‌های داخلی مانند عربستان و قطر و خارجی همانند غرب، نوعی یأس و دل زدگی به وجود آورد و شرایط آرمانی بیداری اسلامی را برهم زد. ارایه قرائت‌های تند و افراطی از اسلام، عدم پذیرش شرایط روز و عوامل توسعه، نقل‏گرایی و سلف‏گرایی مفرط و دامن زدن به اختلافات قومی، مذهبی و فرقه‏ای، فرایند بیداری اسلامی را ناتمام گذاشت.

اما در پس تمامی فشارها و مشکلاتی که در طول سال‌های گذشته از جانب سلفیه متوجه بیداری اسلامی شده است، یک دستاورد مهم را نیز به همراه داشته است و آن این که ماهیت جریان‌های سلفی را برای مسلمانان فاش و هویدا کرده است. جنایت ها، تفکرات و اندیشه‌های جریان سلفی تکفیری آن‏چنان لخت و عریان ارایه شد و صحنه‌هایی را در جهان اسلام آفرید که توده مسلمانان را از آنان منزجر کرده و چه بسا در دل این همه سیاهی و تباهی، بار دیگر گل زیبای اسلام معتدل و انقلابی، سربرآورد.[۵۳]

نتیجه

طیف‌های مختلف سلفی، تأثیرات گوناگونی را بر روند و فرایند بیداری اسلامی به همراه داشته اند. این تأثیرات در حوزه افکار و رفتار بوده‏اند.

تأثیرات عمیق سلفیه در حوزه اندیشه و رفتار، سبب شد که بیداری اسلامی از اهداف و آرمان های اصلی خود فاصله بگیرد و روند بیداری اسلامی در بسیاری از کشورهای منطقه با رکود و چالش‏های فزاینده مواجه شود و در عمل انقلاب های اسلامی – عربی، ناتمام و ابتر بماند و زمینه برای بازگشت به شرایط قبل از انقلاب و یا حتی بدتر از آن شرایط فراهم گردد.

از طرف دیگربا توجه به نظریه اشاعه، می‌توان تأثیرات مستقیم سلفیه را در دو حوزه افکار و رفتار بررسی کرد که این افکار  و رفتار نیز از سویی متأثر از فضای سلفیه بوده اند و از طرفی خود بر روند بیداری اسلامی تأثیر گذاشته اند. در حوزه افکار، ترویج قرائت سلفی از بیداری اسلامی، رشد و توسعه فرهنگ افراط گرایی، ترویج نظریه خلافت در سایه بیداری اسلامی، تغییر کانون علمی به کانون جاهلی در رهبری حرکت‌های سلفی، و در حوزه رفتار رشد خشونت و افراط، حضور غرب در جهان اسلام، تضعیف جبهه مقابله با اسرائیل، و ناکام ماندن بیداری اسلامی، از مهمترین تأثیرات مستقیم این جریانات است.

منابع:

  1. احمد خالد، المشروع الایرانی لاحیاء الهلال الشیعی، ۲۰۰۱۲/۵: http://www.al-tagheer.com/
  2. ادوارد سعید ر.ک: شرق شناسی، ترجمه عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
  3. جغرافیای سیاسی تروریسم تکفیری در قاره آفریقا: islamtimes.org
  4. جمعی از نویسندگان، مفهوم شناسی تهدید سخت، نیمه سخت و نرم، مطالعات بسیج، شماره۳۹، ۱۳۸۷٫ موجود در پرتال جامع علوم انسانی.
  5. جنگ روانی به مدد رسانه، ح. اژدر، خبرگزاری فارس، ۱۳۷۸٫
  6. حسین هرسیج، رئوف رحیمی، تجزیه و تحلیل جنبش وال استریت بر اساس نظریه هابرماس، جستارهای سیاسی معاصر، زمستان ۱۳۹۲، سال چهارم، شماره ۴۵٫
  7. حمیرا مشیرزاده، «نگرشی اجمالی به نظریه‌های انقلاب در علوم اجتماعی، انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن»، مجموعه مقالات (۱)، معاونت امور اساتید، قم.
  8. دوست محمدی، احمد و زحمتکش حسین، بررسی ریشه‌های خشونت در الجزایر دهه ۹۰، فصلنامه علمی پژوهشی سیاست، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، شماره ۱۱، پاییز ۱۳۸۸٫
  9. سید مهدی علیزاده موسوی، بررسی تأثیر سلفی گری بر بیداری اسلامی و راهکارهای ج.ا.ا. در مقابله با آن، پایان نامه دکترا، دانشگاه باقرالعلوم، ۱۳۹۳٫
  10. صلاح نصر، جنگ روانی، ترجمه محمود حقیقت کاشانی، سروش،۱۳۸۷٫
  11. گروهی از نویسندگان، مسلمانان اروپا و امریکا، ترجمه سید مهدی علیزاده موسوی، کیش مهر،۱۳۸۱٫
  12. محمد حسن خانی، اسلام هراسی در رسانه‌های غربی(مطالعه موردی روزنامه تایمز چاپ لندن)، رسانه، شماره،۱۳۸۸٫
  13. هوشنگ عزیزی، جریان شناسی سلفی‌ها در تونس، پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه،۱۳۹۱٫
  14. Hermann, Ch, Crisis in foreign policy: A simulation analysis, Indianapolis: Bobbs Metirill, 1969.
  15. Joseph S. Nye. Soft Power: The Means to Success in World Politics, 2004, US.
  16. Seyyed Vali Reza Nasr, The Shia Revival: How Conflicts Within Islam Will Shape the Future, Norton, 2007.
  17. http://entezar1171.blogfa.com/post-31.aspx
  18. daikondi.com/islambidari.htm
  19. farsnews.com/newstext.php?nn=13930111000274
  20. farsnews.com/printable.php
  21. iqna.ir/fa/news/1391904
  22. yjc.ir/fa/news/4322163
  23. farsnews.com/newstext.php?nn=13920803000126
  24. youtube.com.
  25. entekhab.ir/fa/news/158546
  26. entekhab.ir/fa/news/158546
  27. fa.alalam.ir/news/1562437
  28. fa.alalam.ir/news/1562528
  29. farsnews.com/newstext.php?nn=8612250597
  30. jamejamonline.ir: 91/7/29

[۱] دانشیار دانشگاه باقرالعلوم و رییس گروه علوم سیاسی دانشگاه

[۲] برای آشنایی با جریان های داخلی اخوان المسلمین ر.ک. سید هادی خسروشاهی، اخوان المسلمین چه می گویند و چه می خواهند، بوستان کتاب، ۱۳۹۲٫

[۳] برای آشنایی با جریان های داخلی وهابیت ر.ک. ذبیح الله نعیمیان، جریان نوسلفی ها در دوران معاصر، صص.۹۱-۱۱۸، فصلنامه مطالعات انقلاب اسلامی،  شماره ۱۱، ۱۳۸۶؛ جریان شناسی وهابیت، بعثه مقام معظم رهبری در امور حج و زیارت،  ۱۳۹۱٫

[۴] برای آشنایی با تعاریف و همچنین ویژگی های بیداری اسلامی ر.ک. سید مهدی علیزاده موسوی، بیداری اسلامی، بعثه مقام معظم رهبری در حج و زیارت، ویراست دوم، ۱۳۹۲٫

[۵] برای آشنایی با مکتب سلفی‏گری ر.ک. سعید محمد رمضان البوطی، السلفیه مرحله زمنیه مبارکه لامذهب اسلامی، دمشق، ۲۰۰۳٫

[۶]. تأثیرات روشی مانند این که روند جریان اسلامی را به سوی خشونت و رسیدن به اهداف از طریق کشتار و عنف سوق داده است.

[۷] Haggett;Peter:Geography:A Modern Synthesis; Third Ed.NewYork:Harper &Row;1983;p.303-304

[۸] میشل پانوف و میشل پرون، فرهنگ مردم شناسی، ترجمه اصغر عسکری خانقاه، ص۱۱۳، نشر ویس، تهران، چاپ اول،۱۳۶۸٫

[۹] گری پی فرارو، انسان شناسی فرهنگی: بعد فرهنگی تجارت جهانی، ترجمه غلامعلی شاملو، ص۵۲، سمت، تهران،۱۳۷۹٫

[۱۰] همان، ص۱۶۳٫

[۱۱] همان.

[۱۲] Hagget;op;cit;P.305.

[۱۳] Ibid;p.305

[۱۴] جردن و راونتری، مقدمه ای بر جغرافیای فرهنگی ، ترجمه سیمین تولایی و محمد سلیمانی، ص۱۶۰، پژوهشگاه فرهنگ و ارتباطات، تهران،۱۳۸۰٫

.۳http://afghanistan.shafaqna.com/media/item/13083

[۱۶] ww.farsnews.com/ 13900906001195

[۱۷] http://www.mehrnews.com/news/2495559

[۱۸]. حمیرا مشیرزاده، «نگرشی اجمالی به نظریه‌های انقلاب در علوم اجتماعی، انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن»، مجموعه مقالات (۱)، معاونت امور اساتید، قم، ص۱۹٫

[۱۹]. ر.ک. همین تحقیق، فصل دوم، مبانی سیاسی اعتقادی و جریان شناسی سلفی گر

[۲۰] در یکی از اظهار نظرها، عدنان در شبکه مجد رسما اعلام کرد که دشمنانمان – مراد مسلمانان بود – را در چرخ گوشت خواهیم ریخت و گوشت چرخ کرده آنان را به سگ ها خواهیم داد.

[۲۱] به عنوان نمونه عدنان عرعور در شبکه قطر، رسما ضد داعش و جبهه النصره که خود زمانی ایدئولوگ فکری آنان بود، موضع گرفت و همچنین هیأت کبار العلمای عربستان که خود از حامیان اصلی جریان های سلفی در بیداری اسلامی بودند، بر ضد آنان در کنفرانس اسلام و تروریزم در ۶/۱۲/۹۳ در شهر مکه موضع گرفتند.

[۲۲] برخی از فتاوا عبارتند از :ممنوع بودن نشستن زنان بر روی صندلی. کشیدن سیگار و قلیان ممنوع بوده و کسی که مرتکب آن شود به قطع دو انگشت سبابه و وسط محکوم می شود؛ در صورت تکرار، به ۸۰ ضربه شلاق محکوم و با ادامه آن اعدام خواهد شد. آرایشگاه های مردانه باید بسته شود و کوتاه کردن مو ممنوع است و مخالفت کردن با این قوانین شرعی حکم اعدام دارد. گذاشتن لباس زنانه درفروشگاه ها درملاء عام ممنوع بوده و فروش لباس زنانه باید توسط زن باشد. در اماکنی که لباس زنانه دوخته می شود نباید مردان حضور داشته باشند درغیر این صورت آن اماکن بسته خواهد شد. استفاده از تصویر زنان در تبلیغات ممنوع است. همچنین زنان در صورت نیاز به درمان، تنها باید به دکتر زنان مراجعه کنند. آرایش کردن، مدل دادن مو و استفاده از موادی مانند ژل برای مو توسط جوانان ممنوع بوده و مخالفت با آن ۸۰ ضربه شلاق در پی خواهد داشت. هرکس کلمه «داعــش» را بکار ببرد به ۷۰ ضربه شلاق محکوم خواهد شد. پوشیدن هرگونه شلوار جین و تی شرت و آرایش صورت برای دختران ممنوع است و آنها باید لباس عبا داشته باشند. گروه تروریستی موسوم به دولت اسلامی عراق و شام (داعــش)، فتواهای عجیبی که در بالا ذکر آن رفت را با عنوان قوانین شرعی برای اجرا در شهر رقه در شمال شرق سوریه ابلاغ و اجرای آن را از ۱۵ نوامبر اعلام کرده است.  به نقل از سایت خرداد.

[۲۳]. برای آشنایی با نظریه ادوارد سعید ر.ک: شرق شناسی، ترجمه عبدالرحیم گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

[۲۴]. برای آشنایی با وضعیت مسلمانان در اروپا و امریکا، ر.ک. گروهی از نویسندگان، مسلمانان اروپا و امریکا، ترجمه سید مهدی علیزاده موسوی، کیش مهر،۱۳۸۱٫

[۲۵]. محمد حسن خانی، اسلام هراسی در رسانه‌های غربی(مطالعه موردی روزنامه تایمز چاپ لندن)، رسانه، شماره ۷۹، ص۴۵تا ۷۹، ۱۳۸۸٫

[۲۶]. http://www.daikondi.com/islambidari.htm

[۲۷]. در سفری که ملک عبدالله در دسامبر سال ۲۰۰۴ به امریکا داشت در مصاحبه ای با روزنامه واشنگتن پست، هلال شیعه را مطرح نمود.

[۲۸]. اوریل ۲۰۰۶، مصاحبه با شبکه العربیه.

[۲۹]. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930111000274

[۳۰]. احمد خالد، المشروع الایرانی لاحیاء الهلال الشیعی، ۲۰۰۱۲/۵: http://www.al-tagheer.com/

[۳۱]. فهمی هویدی، هلال شیعی و ستاره داوود به نقل از فارس نیوز:

http://www.farsnews.com/printable.php

[۳۲] برای اطلاعات بیشتر، ر.ک. داوود فیرحی، نظام سیاسی و دولت در اسلام، انتشارات سمت.

[۳۳] برای آشنایی با این دیدگاه ر.ک. ابو نسیبه، دوله الاسلامیه فی العراق و الشام، مشروع خلافه الموعود، الموصل، ۲۰۱۲٫

[۳۴] http://fa.alalam.ir/news/1680564.

[۳۵]http://vista.ir/article/294026 .

[۳۶] البته سلفیان، خلافت آرمانی مورد نظر اهل سنت را با مفهوم خلافت در نزد خود، تصدیر کرده اند. به این معنا که خلافت سلفی بیشتر یادآورد خلافت به مفهوم خوارجی آن است و این نکته پس از اعمال شنیع جریان های سلفی بر علمای اهل سنت نیز پوشیده نمانده است.

[۳۷] به عنوان نمونه گروه داعش با استفاده از ایده خلافت توانسته است در بخش های مرزی افغانستان وپاکستان نیز نفوذ کند و” تحریک خلافت” با این گروه بیعت کرد. به گفته امیر رعنا – تحلیلگر نظامی – درپاکستان: « گروه داعش ممکن است کمک عملی به این گروه ها نکند. بنابراین گروه های گوناگون که دربخش های قبایلی پاکستان وجود دارند ازداعش الهام خواهند گرفت ودنباله رو سیاست این گروه خواهند شد». برخی بر این باورند که زمینه نفوذ داعش در بخش های مرزی افغانستان و پاکستان فراهم است، زیرا ۲۳۴ گروه هراس افکن در پاکستان فعالیت دارند و حداقل شصت گروه آن که تندرو گفته شده اند، تمایل یکجا شدن با داعش را دارند.

[۳۸] برای آشنایی با جنایات وهابیت ر.ک. صلاح الدین مختار، تاریخ المملکه العربیه السعودیه، ریاض،۱۴۳۰ق.

[۳۹]. برای آشنایی با کشتار‌های جبهه نجات الجزایر و همچنین جماعت التبلیغ و الدعوه ر.ک.دوست محمدی، احمد و زحمتکش حسین، بررسی ریشه‌های خشونت در الجزایر دهه ۹۰، فصلنامه علمی پژوهشی سیاست، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، شماره ۱۱، پاییز ۱۳۸۸،ص۲۰۱-۲۲۰٫

[۴۰]. وی در قطعه ای ویدئویی از تهدید هدم آثار اسلامی در مصر سخن می‌گوید و رسما کسانی را که به دنبال تخریب این آثار هستند را نفرین می‌کند که خداوند دستان و پاها و زبان چنین افرادی را قطع کند.

www.youtube.com.

[۴۱] .http://www.entekhab.ir/fa/news/158546

[۴۲]. http://fa.alalam.ir/news/1562437 وhttp://fa.alalam.ir/news/1562528

[۴۳]. برای آشنایی با فعالیت سلفی‌ها در تونس بعد از انقلاب، ر.ک.هوشنگ عزیزی، جریان شناسی سلفی‌ها در تونس، پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیان، ۷/۱۲/۹۱٫

[۴۴]. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920803000126

[۴۵] گفتگوی حضوری با عبدالستار السید، وزیر اوقاف سوریه۱۰/۷/۹۳٫

[۴۶]. http://www.jamejamonline.ir/newspreview/1472154282607446384.

[۴۷] همان.

[۴۸] برای آشنایی با اهداف انگلستان در حمایت از وهابیت ر.ک. سید مهدی علیزاده موسوی،سلفی گری و وهابیت، ج۱، فصل ۱۶و۱۷٫

[۴۹]. پژوهشی با عنوان «بیداری اسلامی در مصر و چالش‌های هویتی و امنیتی رژیم صهیونیستی در منطقه» انجام شده است که درپی پاسخ به این پرسش است که «وقوع تحول‏های انقلابی در مصر و برکناری رژیم­ دیکتاتوری حسنی مبارک، چه تأثیری بر جایگاه هویتی و امنیتی رژیم صهیونیستی گذاشته است؟»؛ در این تحقیق با استفاده از نظریه گفتمان لاکلا و موفه، شکل‏گیری و هژمونیک‏ شدن گفتمان بیداری اسلامی را با دال مرکزی ضدیت با اسرائیل که به نوعی بیانگر علل تحول‏های منطقه بوده و به صورت مستقیم، آینده هویتی و امنیتی رژیم صهیونیستی را مورد تهدید قرارمی‏دهد، به‌تصویر کشیده شده است. سید محمد موسوی، مطالعات جهان اسلام، مقاله ۵، دوره ۲، شماره ۱، تابستان ۱۳۹۳، صفحه ۱۱۹-۱۳۸٫

[۵۰]. “بندتا برتی” در مقاله‌ای تحت عنوان “بیداری عربی (اسلامی) و رشد اسلامگرایی سیاسی” که در اندیشکده “مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی” منتشر شده است به افزایش قدرت اسلام در منطقه و هراس رژیم صهیونیستی از نفوذ و اقتدار جمهوری اسلامی ایران اذعان می‌کند و رسما می گوید: “از آغاز بیداری عربی (اسلامی) هراس اسرائیل از رشد گروه‏های اسلامگرا در منطقه افزایش یافت. نتانیاهو نگران افزایش قدرت ایران در منطقه و اقبال انقلابیون منطقه نسبت به ایران است:

” http://www.yjc.ir/fa/news/4263387

[۵۱] http://javanonline.ir/fa/news/659503

[۵۲]http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930708001671

[۵۳] در گفتگویی که در محرم ۱۳۳۶ با جناب سید حسن نصرالله انجام شد، وی چنین عقیده ای را مطرح کرد.

یک دیدگاه بگزارید


  • کتاب ها

    <width= width= width= width= width= width= width= width= width= width=