صفحۀ اصلی » Slider » حج دروازه ارتباط ما با دنیا است؛ گفتگوی نشریه حریم امام با رئیس پژوهشکده حج و زیارت
با توجه به شرایط پیش آمده در دو سال اخیر، موضوع حج امسال بسیار مورد توجه قرار گرفته است. عده‌ای تلاش کردند با بد جلوه دادن آن، مردم را از رفتن به حج منصرف کنند. در ابتدا مایلیم در باب اهمیت مراسم حج در ابعاد مختلف اجتماعی و دینی آن برای ما بگویید، تا سپس به باقی سؤالات برسیم.
** اگر به مناسک و آموزه‌های دینی نگاه کنیم، شاید هیچ‌کدام مانند حج ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و عبادی را باهم نداشته باشد، به این معنا که حج فریضه‌ای است که تمامی محورهای اجتماعی و عبادی را در آن مشاهده می‌کنید. شاید به همین خاطر باشد که پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: «حج تبلور کل شریعت و دین است.» مرحوم شیخ مفید در تحلیل خود می‌گوید: «بسیاری از احکام و مسائل دینی در حج قابل مشاهده است و این بسیار اهمیت دارد.» از طرف دیگر در منابع دینی ما به فریضۀ حج بسیار توصیه شده است. مثلاً گفته می‌شود کسی که حج نرفته بمیرد، مانند این است که نصرانی یا یهودی از دنیا رفته باشد. در باب حج آمده است که وظیفۀ امام یا رهبر جامعه این است که عده‌ای را با هزینۀ خودش به مکه بفرستد تا فریضۀ حج تعطیل نشود. فارغ از این‌ها وقتی به مکه و خانۀ خدا نگاه می‌کنیم، می‌بینیم خطاباتی که نسبت به خانۀ خدا وجود دارد، خطابات عامی است. اگر خدا دربارۀ نماز می‌فرماید: «قُل لِّعِبَادِیَ الَّذِینَ آمَنُوا یُقِیمُوا الصَّلَاهَ»، دربارۀ حج می‌فرماید: «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبَارَکًا»؛ یعنی در این آیه تمام مردم مخاطب خداوند هستند. خداوند دربارۀ خانۀ خود تعبیر «هُدیً لِلْعالَمِینَ» را به کار می‌برد؛ یعنی خانۀ خدا می‌تواند همۀ جهانیان و عالمیان را هدایت کند. در آیۀ قبل تعبیر «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ» آمده است که اولین خانه در زمین به دست حضرت آدم ساخته شد و حضرت ابراهیم آن را تجدید بنا کرد. در آیات دیگر تعبیر «لِیَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ» دربارۀ قرآن آمده است؛ یعنی یکی از ویژگی‌های خانۀ خدا این است که برای همه منافع دارد و منابع آن گوناگون است. وقتی این موارد را مشاهده می‌کنیم، متوجه می‌شویم که حج در میان آموزه‌های اسلامی، جایگاه وزینی دارد. همچنین حج اسراری دارد که بخش عمدۀ آن هنوز برای ما روشن نشده است. اینکه اسرار مناسک احرام چیست؟ اسرار طواف چیست؟ و…؛ همگی اسراری دارند که هنوز برای ما روشن نشده‌اند. بخشی از این اسرار توسط ائمۀ اطهار بیان شده‌اند؛ اما بخش عمدۀ آن‌ها هنوز روشن نشده است. متأسفانه در گوشه و کنار کشورهای مختلف جنگ‌ها و عملیات انتحاری صورت می‌گیرد، اما همین که موسم حج فرا می‌رسد، تمامی این‌ها کنار گذاشته و تبدیل به دوستی می‌شود و مسلمانان از هر فرقه و کشوری دور هم جمع می‌شوند. این هم یکی از رمز و رازهایی است که در حج مشاهده می‌شود. این نشان می‌دهد که حج ظرفیتی دارد که اگر ابعاد آن به خوبی شناخته بشوند، می‌توان آن را به صورت دقیق به منصۀ ظهور درآورد و از آن استفاده کرد. در باب اهمیت حج رفتن امسال، عرض کنم که در سال گذشته موسم حج ایرانی‌ها به دلایلی تعطیل شد. متأسفانه مکه و مدینه تحت اشغال وهابی‌هاست و آل‌سعود در آنجا حکومت می‌کنند؛ اما آیا حضور وهابیت و آل‌سعود در مکه و مدینه باید موجب بشود حضور ما در حج به خاطر دشمنی با آنان کم‌رنگ بشود؟ شکی در آن نیست که آل‌سعود و وهابیت شاید یکی از مهم‌ترین دشمنان شیعیان باشند و تبلیغات بسیار زیادی از این جهت انجام می‌دهند؛ اما حاکمیت آن‌ها در مکه و مدینه نباید موجب کم‌رنگ شدن حضور ما در موسم حج بشود. اتفاقاً به نظر من اگر موسم حج از طرف ما شیعیان فسخ بشود، بسیاری از کشورهای اسلامی و غیراسلامی همچنان به حج می‌روند. بیش از یک میلیارد مسلمان در حج شرکت می‌کنند. این‌ها با تبلیغات بسیار زیاد وهابیت و آل‌سعود روبه‌رو می‌شوند و در مقابل کسی از شیعیان را نمی‌بینند که از کیان و ارزش‌های مذهب تشیع دفاع کند؛ به عبارت دیگر وقتی که بسیاری از وهابیان می‌گویند شیعه نماز نمی‌خوانند، اگر ما در آنجا نباشیم در ذهن افراد این امر به شدت جا می‌افتد. آنان شایعه کردند که شیعیان قائل به این هستند که بعد از نماز به جای اینکه بگویند: «الله‌اکبر»، می‌گویند: «خان الامین»، یعنی نعوذ بالله جبرئیل در ابلاغ وحی به امام علی(ع) خیانت کرد. اگر ما شیعیان در حج حضور نداشته باشیم چه کسی می‌خواهد با مناسک و نمازهای خود بر این شایعات خط بطلان بکشد؟ آنان قائل به این هستند که شیعیان در ذکر جایگاه ائمه غلو می‌کنند و به طرف ضریح نماز می‌خوانند یا ائمه را در حد الوهیت بالا می‌برند. وقتی ما شیعیان همه ساله در موسم حج حضور نداشته باشیم، نمی‌توانیم از کیان و ارزش‌های شیعه دفاع کنیم. آن‌هایی که به حج عمره یا تمتع رفته‌اند، دیده‌اند که وهابی‌ها چگونه جزو‌های زیادی در میان حجاج بخش می‌کنند و عقاید وهابیت را ترویج می‌کنند. بارها شده که در حج مورد سؤال قرار می‌گیرم. از من می‌پرسند که در فلان کتاب شیعه چنین چیزی آمده است و آیا شما واقعاً قائل به آن هستید؟ باید به آنان توضیح داد تا دیدگا‌هشان تغییر کند؛ بنابراین وقتی میدان کارزار میدان آشفته‌ای است، حضور ما در آنجا باید بسیار پررنگ‌تر و کامل‌تر باشد.
*‌ سؤالی که مطرح می‌شود این است که آیا وهابیت تمایل دارد ما ایرانی‌ها در این شرایط و روابط تیره میان دو کشور به مکه برویم یا نه؟ حضور همه سالۀ حجاج ما در مکه و مدینه به نفع وهابیت و دولت عربستان است یا به ضرر آن‌ها؟
** جواب این سؤال بسیار ساده است. به خاطر دارم حضرت امام و مقام معظم رهبری می‌فرمودند: «شما هنگامی باید به یک حرکتی شک کنید که دشمن از آن دفاع کند. اگر دشمن از شما تعریف کند، نشانگر این واقعیت است که در مسیر صحیح نیستید.» حال آیا واقعاً وهابیت به دنبال این است که ما به مکه برویم؟ نظر من این است که وهابیت به حضور ما شیعیان در مکه تمایلی ندارد. دلیلش این است که اگر شما به هر ایرانی بگویید ما می‌خواهیم در سال حدود هشتاد هزار وهابی وارد قم و تهران کنیم، آیا موافقت می‌کنند؟ مسلماً مخالفت می‌کنند. مراجع و علما نیز موافقت نمی‌کنند. چون بالاخره حضور این‌ها در اینجا مفاسدی به همراه دارد. درست است که پول به کشور می‌آوردند، اما بهای این پول ضربه‌های اعتقادی به جامعه می‌زدند. در سال هشتاد هزار ایرانی به حج مشرف می‌شوند. سالانه قریب به یک میلیون زائر داریم. اگر این جمعیت شیعه همه ساله در عربستان حضور پیدا کنند، باعث نگرانی وهابی‌ها می‌شود. وقتی می‌بینند تمام دروغ‌هایشان و شایعاتشان علیه ما نقش بر آب می‌شود، قطعاً از حضور ما در مکه و مدینه نگران می‌شوند. بسیاری از دروغ‌هایشان از بین خواهد رفت؛ بنابراین اتفاقاً وظیفۀ ما ایجاب می‌کند که در این شرایط شرکت کنیم و حضور داشته باشیم. لذا اتفاقاً نفس وجود وهابیت و آل‌سعود در عربستان وظیفۀ ما را نسبت به شرکت در مراسم حج جدی‌تر می‌کند. از طرفی دیگر، موسم حج دروازۀ ارتباط ما با دنیا است. مثلاً ده درصد از مردمی که به حج می‌روند از نخبگان هستند؛ یعنی هشت هزار نفر؛ در کجا چنین ظرفیتی وجود دارد که بتوان هشت هزار نخبه را در مکانی خاص برای تبلیغ و دفاع از مذهب تشیع اعزام کرد؟ طرف مقابل نیز نخبگانی دارد و اغلب این نخبگان در باب انقلاب اسلامی ایران و تشیع پرسش‌هایی دارند. هدف ما شیعه کردن دیگران نیست، بلکه هدف این است که معارف شیعه و ائمه را بیان کنیم. ائمۀ اطهار می‌فرمایند: «فإنّ الناس لو علموا محاسن کلامنا لاتبعونا».
*‌ اگر دوباره واقعه‌ای مانند منا پیش‌ بیاید و تعداد زیادی از حجاج ما شهید بشوند، در این شرایط تکلیف ما چیست؟ به عبارت دیگر با وجود ناامنی که در عربستان برای حجاج وجود دارد، آیا حج رفتن ما ضرورت دارد؟
** در این شرایط باید به دو جنبه توجه کنیم: یکم، جنبۀ فقهی و دوم جنبۀ اجتماعی و سیاسی. جنبۀ فقهی آن این است که چنانچه سه نوع استطاعت در کسی نباشد، حج از گردن او ساقط می‌شود: ۱٫‌ استطاعت مالی؛ ۲٫ استطاعت بدنی؛ ۳٫‌ استطاعت طریقی؛ یعنی اولاً، از حیث مالی قدرت هزینه کردن را داشته باشد و در قرض و حرج نیفتد؛ دوماً، از حیث بدنی قدرت و قُوت داشته باشد؛ سوماً، راه و مسیر حج برای او باز باشد. حجاج ما در سال گذشته استطاعت بدنی و مالی داشتند، اما استطاعت طریقی نداشتند؛ یعنی امنیت وجود نداشت و مسئولین حج نتوانستند امنیت را تضمین کنند؛ بنابراین حج برگزار نشد. وقتی می‌بینیم مسئولین ما به عربستان می‌روند و در آنجا حضور پیدا می‌کنند و برایشان یقین حاصل می‌شود که تا حدی امنیت برقرار شده است، اینجا استطاعت طریقی هم حاصل می‌شود. این یقین به این معنا نیست که صد در صد در مکه و مدینه یا منا دیگر هیچ اتفاقی نخواهد افتاد، بلکه حسب شرایط پیش آمده و اتخاذ امور امنیتی احتمال وقوع آن پیامد کم می‌شود. اگر چنین شرایطی پیش بیاید، آیا همچنان می‌توانیم از حیث فقهی مراسم حج را تعطیل کنیم؟ مسلم است که خیر. چون هم استطاعت مالی و هم بدنی و هم طریقی حاصل شده است. یعنی خطری ما را تهدید نمی‌کند، مگر اینکه خطری و وضعیتی پیش بیاید که نشود آن را کنترل کرد. اتفاقی که امسال رخ داد این بود که در کنار قرارداد حج، متممی نوشته شد. در آن متمم دولت عربستان رسماً تضمین کرد که عزت و کرامت و امنیت حجاج ایرانی را تأمین خواهد کرد. در این شرایط تکلیف به گردن ما هست. لذا از حیث فقهی دیگر حجیتی برای تعطیلی حج نداریم. به ویژه اینکه پیش از یک میلیون نفر از هم‌وطنان ما در نوبت حج هستند. ما نمی‌توانیم در این شرایط که کسانی در آستانۀ پیری هستند و عبادت حج به گردن دارند و نگران هستند و دغدغه حج رفتن دارند، مراسم حج را تعطیل کنیم. حوزۀ دوم حوزۀ سیاسی و اجتماعی است که رویکرد حقوقی هم می‌توان به آن داد. به این معنا که در دو سال گذشته عزت و کرامت ایرانی‌ها زیر سؤال رفت. مسئولین دولت عربستان آن‌گونه که باید و شاید به حقوق ایرانی‌ها اعتنا نکردند. اگر بپذیریم که قضیۀ منا قضیه‌ای غیرعمدی بوده است، آنان می‌توانستند کارهایی انجام بدهند که از تعداد زیاد قربانیان جلوگیری کنند و به جناز‌ه‌های شهدا احترام کنند. آنان می‌توانستند به کسانی که در این حادثه مجروح شدند، بهتر رسیدگی کنند. این قصور بر گردن آنان بوده است و الحق که جمهوری اسلامی ایران در این حوزه کم نگذاشت؛ یعنی با قدرت به این قضیه ورود پیدا کرد. هیچ کشوری مانند جمهوری اسلامی ایران به این قضیه ورود پیدا نکرد. شما دیدید که مقام معظم رهبری در آن دیدار که با نیروهای مسلح داشتند چگونه با قوت و قدرت سخنان خود را ایراد کردند. پس از آن سخنرانی بود که مسئولین دولت عربستان اجازه دادند در کانتینرها را باز کنند و مسئولین ما جنازه‌ها را ببیند و تحویل بگیرند؛ در حالی که به هیچ کشوری چنین اجازه‌ای ندادند. بعد از آن قضیه مسافرتی به پاکستان داشتم. همایشی در آنجا برگزار شده بود. شما می‌دانید که پاکستان به شدت تحت نفوذ عربستان سعودی است با این حال در سخنرانی خود به شدت به حکام و برگزارکنندگان حج انتقاد کردم. گفتم: «وقتی حاکمی می‌گوید من خادم حرمین شریفین هستم، واقعاً باید حرمت مهمان‌ها را نگه بدارد. وقتی شما به مهمانان خدا خوش‌آمد می‌گویید، باید حرمت آنان را حفظ کنید.» وقتی از تریبون به پایین آمدم، پسر رئیس دانشگاه بین‌الملل اسلامی پاکستان نزد من آمد. دانشگاه بین‌الملل پاکستان بزرگ‌ترین دانشگاه پاکستان است. به من گفت: «شما واقعاً چه قدرتی دارید که با این قُوت علیه عربستان سعودی انتقاد کردید و از حقوق و کرامت حجاج صحبت می‌کنند، در حالی که پدر من که رئیس دانشگاه بود، یک کلمه به دولت پاکستان گفت که چرا شما از مسئولان عربستانی سؤال نمی‌کنید؟ همین حرف باعث شد او را از مسئولیت خود سلب کنند.» با این جو خفقانی که حکام عربستان به وجود آورده‌اند، می‌بینیم که مسئولان جمهوری اسلامی ایران به قُوت حق خود را مطالبه می‌کنند و انتقادهای صریح و روشنی علیه آنان ایراد می‌کنند. مقام معظم رهبری رسماً حجاج ما را شهید معرفی کردند و بنیاد شهید موظف شد که تمام حقوق را به خانوادۀ شهدا بدهد. اینکه چه مقدار به خانوادۀ شهدا رسیدگی کردند، ورود پیدا نمی‌کنم؛ اما اصل قضیه را کاملاً شاهد بودیم که چقدر نسبت به این قضیه اهتمام به عمل آمد. حتی نسبت به هتک حرمتی که به جده شد، عمره را تعطیل کردند. بسیاری از افراد گفتند که جمهوری اسلامی ایران با توجه به اینکه از حج عمره منافعی دارد، عمره را تعطیل نمی‌کند، ولی جمهوری اسلامی ایران رسماً به خاطر آن قضیه حج عمره را در آن سال تعطیل کرد. حج عمره بازگشایی نشد تا اینکه مسئولان عربستان رسماً اعلام کردند که خاطیان را زندان کردیم و به هزار ضربه شلاق و انفصال از خدمت دولتی محکوم کردیم و حتی تقاضای اعدام هم کردیم؛ اما قاضی‌های ما اعدام را برای آن‌ها مناسب جرم ندانستند و ما در قضاوت نمی‌توانستیم ورود پیدا کنیم.
*‌ سؤالی که ممکن هست برای خوانندگان پیش بیاید این است که آیا کشته شدن حجاج در منا دیه دارد یا خیر؟ اگر دیه دارد از لحاظ فقهی و حقوقی پرداخت آن بر عهدۀ چه کسی است؟
**‌ در قضیۀ مسجدالحرام دولت عربستان سعودی قرار شد تمام دیۀ افراد را بدهد. در باب قضیۀ منا نیز در دیداری که با مسئولان مذاکره داشتیم، مسئولین جمهوری اسلامی ایران رسماً اعتراض کردند. حرف آنان این بود که این مسئله کاملاً غیرعمدی بوده و رخ‌داد این مسئله دست ما نبوده است. ما هم تحقیقات مفصلی در پژوهشکدۀ حج و زیارت انجام دادیم تا مشخص بشود که دیۀ حجاج شهید به عهدۀ چه کسی است؛ یعنی کسی که در ازدحام کشته می‌شود، آیا دیه دارد؟ اگر دارد، پرداخت آن به عهدۀ چه کسی است؟ ثابت کردیم که دیۀ قتیل الزحام به گردن بیت‌المال است و جالب این است که در میان تمام مذاهب اسلامی، هیچ یک به اندازۀ مذهب حنبلی به این مسئله ورود پدا نکرده است. در مذهب حنبلی آمده است که دیۀ قتیل الزحام به گردن بیت‌المال است. خب عربستانی‌ها حنبلی مذهب هستند؛ یعنی در مکتب حنبلی دیۀ قتیل الزحام را باید دولت پرداخت کند. وقتی این مسئله مطرح شد، آن‌ها خیلی تعجب کردند که واقعاً همچنین چیزی هست؟ حاج آقا قاضی عسکر سریع دستور دادند که این تحقیقات را مدون کنیم و به دست هیئت مذاکره کننده بسپاریم. ما هم تمام آن‌ها را به زبان عربی برگرداندیم و آماده کردیم و برای مسئولین و هیئت مذاکره کننده فرستادیم. طرف مقابل هم کسانی را برای تحقیق در این باب تعیین کرد تا قضیه برایش روشن بشود. ما تا آنجا که می‌توانستیم پیش رفتیم و کار را به اینجا رساندیم. مستندات فقهی آن را استخراج کردیم تا معلوم بشود که در این شرایط دیه به گردن چه کسی است و چه کسی مسئول است. تا این مرحله کار انجام شد، اما دولت عربستان محدودیت‌هایی برای خودش ترسیم کرد. ترس دولت عربستان این است که اگر بپذیرد که خطاکار است، اول اینکه قریب به هشت هزار نفر از اتباع دیگر هم از آنان مطالبۀ دیه می‌کنند؛ دوم اینکه به قصور خود اعتراف کرده است و این هم ترس دیگری است. ترس سوم دولت عربستان این است که در سال‌های آینده هر کسی در هر جایی کشته بشود، مثلاً نفسش بگیرد و کشته بشود، دیۀ آن را هم باید پرداخت کند؛ اما این واقعیت را هیچ‌گاه نمی‌توان فراموش کرد که واقعاً دولت عربستان نسبت به مدیریت مراسم حج ضعیف عمل می‌کند. سالانه در اربعین حسینی، قریب به بیست میلیون زائری به کربلا می‌روند، آن‌ هم بدون هیچ برنامه‌ای. با وجود تهدیدات داعش باز هم زائران شیعه با پای پیاده به کربلا می‌روند و الحمدالله اتفاقی خاصی نیفتاده است؛ اما در عربستان هر سال اتفاق تلخی می‌افتد. نکتۀ دیگر اینکه شکی نیست که دولت عربستان قصور داشته است، شکی در آن نیست که مسئولان عربستانی نسبت به سایر حجاج بی‌انصافی و بی‌مهری کردند. در یک مقاله‌ای این را توضیح دادم که عمل آن‌ها ریشه در آن نگاه بزرگ‌بینی خودشان دارد. واقعاً بقیه را مانند یک موجودات غیرانسانی می‌بینند.
*‌ وقتی حادثۀ منا پیش آمد رسانه‌های زیادی به این موضوع ورود پیدا کردند. گاهی دیده می‌شد که برخی رسانه‌های معاند از این واقعۀ تلخ برای اهداف مغرضانۀ خود بهره‌برداری کردند و به تضعیف باورهای مسلمانان پرداختند. به نظر شما این نوع فعالیت‌ها چقدر توانسته است در جهت تضعیف باور عمومی به مناسک دینی مؤثر واقع بشود؟
** متأسفانه بعضی‌ها از این شرایط سوءاستفاده کردند. به این معنا که به حج و مراسم آن ناجوانمردانه حمله کردند. وقتی قضیۀ جده پیش آمد جوک‌های سخیفی منتشر کردند. بحث عرب ستیزی را مطرح کردند و به این نکته توجه نداشتند که عمده‌ای مردم کشور خود ما عرب‌زبان هستند. از طرف دیگر تفکیک عرب و عجم معنا ندارد: «انّ اکرمکم عند اللّه اتقیکم». اگر بخواهیم به این حوزه ورود پیدا کنیم و کسانی که ناجوانمردانه به حج انتقاد کردند را تقسیم‌بندی کنم سه دسته می‌شوند: دستۀ اول اسلام‌ستیزان هستند؛ یعنی کسانی که با دین اسلام مخالف‌اند. این عده از این فاجعه برای مقابله با اسلام بهره بردند؛ یعنی به مصداق به قصد اردۀ به کل اسلام حمله کردند. به جای اینکه لبۀ تیز انتقاد خود را به سوی دولت عربستان و آل‌سعود ببرند، به طرف حج بردند. این گروه در این حوزه با تمام وجود به قصد ضربه زدن به دین اسلام ورود پیدا کردند. گروه دوم کسانی بودند که ندانسته در این فضا افتادند، یعنی عِرق مذهبی و عِرق ملی خودشان گُل کرد و به جای اینکه هدفمند انتقاد کنند، بی‌هدف به این مسئله ورود پیدا کردند که کل مراسم حج را زیر سؤال بردند. در حقیقت فریب دستۀ اول را خوردند. دستۀ سوم کسانی هستند که در این قضیه ورود پیدا کردند، اما چون تحلیل قوی نداشتند گرفتار بی‌بصیرتی شدند و آن‌گونه که باید و شاید حق مطلب را ادا نکردند. به نظرم اگر ما رهبری جامعه را قبول داریم، اگر ما می‌پذیریم که رهبری به نمایندگی از خودشان کسی را در نهاد حج گذاشته‌اند، باید واقعاً پیرو سیاست‌های معتدل و منطقی و درست باشیم و اگرنه هر کسی برای خودش تحلیلی در این آشفته بازار بدهد، در حقیقت شرایط از این که هست به مراتب بدتر خواهد شد و وضعیت به هم خواهد ریخت.
*‌ به نظر شما با این شرایط پیش آمده وظیفۀ مسئولان ما در قبال حجاج چیست؟
** به نظرم کاری که ما باید در آینده انجام بدهیم این است که اولاً باید با جدیت به دنبال این باشیم که استیفای حقوق شهدای خودمان را از عربستان سعودی بگیریم و این استیفای حقوق از طریق مراجعۀ بین‌المللی و از طریق فعالیت‌های علمی و دانشکده‌ها انجام شود. حتی در حج خونینی که در سال ۱۳۶۶ اتفاق افتاد، ما مستندات آن را آماده کرده‌ایم و به صورت قریب به پانزده جلد کتاب مدون شده‌ است. به هر حال این اتفاق در عربستان افتاده است. اگر قضیۀ منا را حادثه‌ای غیرعمدی بدانیم، آن قضیۀ سال ۱۳۶۶ را که نمی‌توانیم غیرعمدی بدانیم. بیش از ۳۰۰ نفر از حجاج ما در آن وضعیتی به شهادت رسیدند؛ بنابراین ما باید در این مسیر حرکت کنیم و با قدرت و قوت کار خودمان را ادامه بدهیم؛ اما نسبت به حج امسال مستحضر هستید که از حیث سیاسی مسئولان جمهوری اسلامی ایران و عربستان هیچ گونه رابطۀ دیپلماسی با همدیگر ندارند؛ یعنی این روابط کاملاً سرد و قطع شده است. ما حتی سفیری در آنجا نداریم. جالب اینکه قبل از اینکه این شرایط به وجود بیاید، سفارت داشتیم اما سفارت‌ها عملاً با هم ارتباط نداشتند؛ یعنی هیچ ارتباطی ایجاد نمی‌شد. به قول یکی از مسئولان «نه ما تلفن آن‌ها را برمی‌داشتیم و نه آن‌ها تلفن ما را برمی‌داشتند. صرفاً اسمش سفارتخانه بود.» این هم به خاطر این است که در آن شرایط سیاست‌های آنان با منافع جمهوری اسلامی ایران در تضاد بود و هنوز هم هست. در قضیۀ یمن با عربستان سعودی مشکل داریم، در قضیۀ سوریه با عربستان مشکل داریم، در قضیۀ تکفیر‌ها با عربستان مشکل داریم، با سیاست‌های دولت عربستان در منطقه سنی‌نشین خودمان مشکل داریم، با فعالیت‌های آنان در منطقه مشکل داریم، در روز استعمارستیزی با آن‌ها مشکل جدی داریم. روابط عربستان سعودی با آمریکا به شدت نزدیک است و به نوعی آن‌ها نمایندۀ آمریکا در منطقه هستند؛ در حالی که جمهوری اسلامی ایران سمبل مقابله با آمریکا است. تمام این شرایط موجب شده است که ما در حقیقت هیچ گونه رابطه‌ای در حوزۀ سیاستی با عربستان سعودی نداشته باشیم. اما کاری که عربستان در سال‌های گذشته و قبل از قضیۀ منا کرده، این است که قضایای حج را از سیاست جدا کرده است؛ یعنی قضایای حج از سیاست جداست و حساب سیاست هم از قضیۀ حج جداست. ما در سیاست هیچ ارتباطی با هم نداریم و واقعاً هم باید این مسئله همین گونه باشد. نه اینکه دولت عربستان به خاطر خدا این کار را کرده است، بلکه به خاطر اینکه مورد سؤال از سوی سایر کشورها قرار نگیرد، چنین تفکیکی را انجام داده است. ممکن است سایر کشورها بگویند دولت عربستان از مراسم حج استفادۀ ابزاری می‌کند. مگر می‌شود جلوی حج را بگیرند چون سیاستشان با فلان کشور نمی‌سازد؟ در واقع معضل اساسی برای آن‌ها پیش می‌آید؛ بنابراین حج را باید از حوزۀ سیاست جدا کرد؛ اما در این سال‌های اخیر عربستان سعودی دو سه مشکل پیدا کرده است: اولاً مسائل حج را وارد مسائل سیاسی کرد. مثلاً حج اتباع یمن و سوریه را ممنوع کرد. این یعنی استفادۀ ابزاری از مراسم حج کردن. حج ایرانیان هم در سال گذشته ممنوع شد. با این شرایط در حوزۀ بین‌الملل به عربستان سعودی فشار آمد؛ یعنی به گونه‌ای شد که عربستان سعودی به شدت مورد سؤال قرار گرفت. این سؤال مطرح شد که چرا زائرین سوریه و یمن و ایران در حج سال گذشته غایب هستند؟ دولت عربستان مورد سؤال قرار گرفت که چطور می‌گوید ما خادم حرمین شریفین و ضیوف الرحمن هستیم؟ شما دارید مسلمانان را از حج دور می‌کنید. جایی که حرم امن اللهی است را از مسلمانان دور می‌کنید. فشارهای زیادی به عربستان سعودی انجام گرفت. جالب اینکه وقتی آقای اوحدی در همان ایام به مذاکره با آنان پرداخت من با ایشان صحبتی داشتم و گفتم: «این‌ها که این‌قدر اصرار داشتند که شما این برگه را امضا کنید، بعد شرایط بعدی را حل می‌کنند شما چرا قبول نکردید؟» آقای اوحدی گفت: «در زمانی که در آمریکا تحصیل می‌کردم با وزیر حج عربستان همکلاس بودم و حتی همدیگر را به اسم کوچک صدا می‌کردیم؛ اما در حین مذاکره آن‌قدر روی منافع کشورمان حساس بودیم به هیچ عنوان به این موضوع ورود پیدا نکردیم. ایشان از من ناراحت بود و می‌گفت که چرا شما امضا نمی‌کنید؟ من وزیر حج هستم و قول می‌دهم این کار را انجام بدهم. شما فقط امضا کنید؛ اما من امضا نکردم؛ چون واقعاً تا این‌ها مکتوب نشود و روی کاغذ نیاید، معلوم نمی‌شود.» اتفاقی که امسال افتاد، اولاً از طرف ایران هیچ‌گاه دعوتی برای مذاکره صورت نگرفت، بلکه آن‌ها ایران را به مذاکره دعوت کردند. علی‌رغم اینکه در سال گذشته از هیچ چیزی علیه عربستان فروگذاری نکردیم، چه در حوزۀ بین‌الملل و چه در حوزۀ داخلی انتقادات تندی علیه عربستان وارد کردیم؛ یعنی اینکه بگوییم ایران در تقابل خود با عربستان کوتاه آمده، اشتباه است و واقعاً این‌گونه نبوده است. در حوزۀ بین‌الملل مقام معظم رهبری رسماً ورود پیدا کردند و آنان را شیطان خواندند و تعابیری علیه آنان به کار بردند که بالاتر از این تعابیر چیزی نبود. مسئولین ما نیز همین حملات را در قبال سیاست‌های عربستان سعودی در موضوع سوریه و یمن بکار بردند و مواضعی را بیان کردند؛ بنابراین ما کوتاه نیامدیم. به نظرم چیزی که موجب شد آنان از ما دعوت به مذاکره کنند، این واقعیت بود که احساس کردند جایگاهشان در سطح بین‌الملل خدشه‌دار می‌شود و ایران را هم نمی‌شود نادیده گرفت. در تمام معادلات منطقه ایران به عنوان کشوری کاملاً جا افتاده و قدرتمند شمرده می‌شود و نمی‌شود در تعاملات دنیا آن را نادیده گرفت. در سوریه و یمن می‌خواستند ایران را نادیده بگیرند دیدند نمی‌توانند. امروزه در تمام تحولات دنیا ایران نقش دارد. نمایندۀ مقام معظم رهبری، حاج‌آقا قاضی عسکر گفت: «درست است که آن‌ها دعوت کردند و ما هیئت مذاکره کننده را می‌فرستیم ولی از مواضع خود کوتاه نمی‌آییم.» هیئت مذاکره کننده به آنجا رفتند موضع خود را اعلام کردند و با قُوت و قدرت در آن حوزه ورود پیدا کردند.
*‌ اگر ممکن است به مسائلی و مواردی که بر سر آن‌ها میان ایران و عربستان در موضوع حج توافق شد، اشاره بفرمایید. آن موارد چه هستند؟
** موضوع مذاکره در زمینۀ تأمین امنیت حجاج ایرانی بود؛ به این معنا که اولاً باید امنیت حجاج ایرانی تضمین بشود. آنان در ابتدا گفتند ما نمی‌توانیم تضمین بدهیم. مثل سایر حجاج به هیچ کشوری تضمین ندادیم. مذاکره‌کنندگان ما گفتند ما به سایر کشورها کاری نداریم شاید آنان نسبت به حجاج خود حساس نیستند، اما ما برای اتباع و ملت خودمان اهمیت قائلیم؛ بنابراین شما باید نسبت به امنیت حجاج کشورمان تضمین بدهید. آن‌ها هم گفتند ما تضمین می‌دهیم شما این برگه سفید را امضا کنید؛ اما مذاکره‌کنندگان ما قبول نکردند و برگشتند. وقتی به ایران برگشتند، نمایندۀ مقام معظم رهبری با مشاورهایی که انجام داد، از مواردی که مدنظر ما بود لیستی تهیه کرد. این نامه را تنظیم کردند و به عربستان سعودی فرستادند. به آنان اعلام شد که اگر تمام این موارد را قبول کنید ما دوباره هیئت خودمان را برای امضا کردن تعهدنامه می‌فرستیم. متممی به آن نامه هم اضافه شد. مواردی که در آن نامه تنظیم شده بود خیلی مهم هستند. عربستان سعودی در باب هیچ کشوری نمی‌گوید که ما امنیت حجاج را تضمین می‌کنیم، ولی نسبت به حجاج ایرانی این تضمین را داد؛ بنابراین ما در حج تافتۀ جدا بافته هستیم. دوم اینکه قرار بود از طریق کشور ثالثی به صورت کنسولگری ویزا برای حجاج ما صادر بشود که به نوعی اهانت به ما محسوب می‌شد و ما این را هم لغو کردیم و قرار شد از طریق اینترنت ویزا صادر بشود. هیچ کشوری این کار را نمی‌کند؛ یعنی اتباع کشورهای دیگر را به کشور خودش با ویزای اینترنتی راه نمی‌دهد و با این حال این اتفاق برای رفاه حجاج ما افتاد. در سال‌های گذشته نصف حجاج ما با هواپیمای عربستان به حج می‌رفتند، اما کاری کردیم که این هم لغو بشود. آنها از این طریق درآمد خیلی زیادی کسب می‌کردند. در سال گذشته گفتند که ایران نباید بعثه داشته باشد، اما امسال این را هم قبول کردند. حتی ما اگر اجتماعی در هتل برای گفتن احکام داشتیم، می‌آمدند و اجتماع را به هم می‌زنند. می‌گفتند اجتماع در حج ممنوع است، حتی در هتل‌ها، اما امسال گفتیم که به هر نوعی که بخواهیم باید اجتماعی برای حجاج خودمان ترتیب بدهیم و آن‌ها هم پذیرفتند. مراسم برائت هم با همان کیفیتی که خواهد داشت اجرا می‌شود. چیزی که در دو حوزه وجه اختلاف ما هست: یکی مسئلۀ دعای کمیل است که برگزار نمی‌شود. در برگزاری دعای کمیل نگاه تخصصی خودم را عرض می‌کنم. امروز عربستان سعودی بیش از بسیاری از کشورها با تکفیر روبه‌رو است؛ یعنی کسانی که در آستین خود دولت عربستان رواج پیدا کردند، امروزه علیه خود دولت عربستان موضع گرفته‌اند. در استان القصیم عربستان رسماً حکومت نظامی برقرار است. چون آن‌قدر در این استان گروهای تکفیری ضددولت عربستان موضع گرفتند که دولت آل‌سعود راهی جز مقابله با آنها با برقراری حکومت نظامی پیدا نکرده است. این تکفیر‌ها دولت عربستان را به شدت مورد هجمه قرار می‌دهند. امروزه چنین شرایطی در عربستان سعودی وجود دارد؛ بنابراین این ترس در عربستان طبیعی است که اگر حجاج ایرانی در میان حرمین دعای کمیل را با این عظمت و در این فضای محدود برگزار کنند، نمی‌توانند امنیت حجاج را تضمین کنند. نگران هستند که یکی از تکفیرها بیاید و آنجا بمب منفجر کند و عدۀ زیادی را شهید کند. آنها سابقۀ ایران را می‌بینند و می‌دانند که ایران در باب قضیۀ منا چقدر موضع تند و سختی گرفته است و اگر باز چنین اتفاقی بیفتند، مطمئناً ایران تبلیغات علیه دولت سعودی را دوباره شروع می‌کند. واقعاً دولت عربستان امروز درگیر است. نگاه بسیاری از اتباع عربستان این است که فرزندانشان که در یمن کشته می‌شوند، علتش ایران است. البته این تبلیغات دولت عربستان نسبت به جمهوری اسلامی ایران است که در رسانه‌ها اعلام می‌کند ایران مقصر اصلی کشته‌شدگان عربستانی در یمن است؛ اما ثابت شده است که ایران در یمن حضور نظامی ندارد. ایران علیه عربستان به خاطر تجاوز آشکارش انتقاد می‌کند و طبیعی است که ما در برابر تجاوز کشورهای متخاصم اعلام موضع بگیریم و حق را بگوییم. تبلیغات دولت عربستان موجب شده است که آن روحیۀ ضد ایرانی در میان مردم عربستان رشد کند و به اوج برسد. آن‌ها هم این مسئله را خیلی برجسته کرده‌اند که ایران را ضد عرب جلوه بدهند. این‌ها موجب می‌شود که یک حالت بی‌ثباتی در عربستان به ویژه نسبت به حجاج ایرانی به وجود بیاید و کار دولت عربستان را دوچندان می‌کند؛ یعنی عربستان هم اگر بخواهد گاهی نمی‌تواند جلوی اتباع خود را بگیرد. فرض کنید یک وهابی به ایران بیاید و یک چفیه قرمز در سر داشته باشد و با ریش‌های بلند و سبیل‌های تراشیده وارد قم بشود، مردم چه حالی پیدا می‌کنند؟ حالا تصور کنید بنده با این عبا و این عمامه وارد عربستان بشوم و بخواهم مراسم دعای کمیل برگزار کنم! به همین خاطر بود که دولت عربستان گفت ما نمی‌توانیم امنیت حجاج ایرانی را در مراسم دعای کمیل تأمین کنیم و قاضی عسکر هم گفتند فقط امسال استثنائاً برگزار نکردن دعای کمیل را با توجه به شرایطی که وجود دارد، می‌پذیریم؛ اما قرار شد اگر دعای کمیل تعطیل بشود این امکان برای ما باشد که بخش عمده‌ای از حجاج خود را به هتل ببریم و در آنجا مراسم داشته باشیم. این اجازه را قبلاً به ما نمی‌دادند که اجتماع پنج هزار نفری را برگزار کنیم و این برنامه‌ها را داشته باشیم. به نظرم با توجه به این تضمین‌هایی که داده شده، شرایط برای اعزام حجاج ایرانی به مکه و مدینه محیا است. شخصاً دغدغه‌ای دارم و آن اینکه با توجه به بغض و عداوت مردم عربستان نسبت به ایران، این بیم و نگرانی وجود دارد که امسال اتباع عربستان به حجاج ایرانی بی‌حرمتی‌ کنند که البته برای این قضیه هم جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد اگرچه شما امنیت حجاج ما را تضمین می‌کنید، اما ما نمی‌توانیم به شما اعتماد کنیم. ما باید کنسولگری در آنجا داشته باشیم که بتواند اگر اتفاقی بیفتد آن را به صورت دیپلماتیک و حقوقی پیگیری کند و قرار بر این شده که به ده دیپلمات سهمیه داده بشود و در کنسولگری آنجا برای حمایت از حقوق حجاج ایرانی حضور داشته باشند.
*‌ توصیۀ شما به حجاج ایرانی که در مراسم حج امسال شرکت می‌کنند، چیست؟
** توصیه بنده به همۀ حجاج ایرانی این است که از رفت‌ و آمدهای بی‌مورد در آنجا دوری کنند. تا آنجا که می‌توانید خرید را کاهش بدهند. اگر واقعاً در پی این هستیم که از رونق اقتصادی دولت عربستان سعودی حمایت نکنیم، از آن‌ها خرید نکنیم. این رفت و آمدها ممکن است خطر ایجاد کند. خریدهای خود را قبل یا بعد از سفر به حج از ایران انجام بدهیم. به عنوان کسی که به مکه رفته است عرض می‌کنم اجناسی بی‌کیفیتی که در عربستان وجود دارند، در هیچ کجا وجود ندارند. پس چه بهتر اجناس سوغاتی خود را قبل از سفر به حج از ایران خودمان خریداری کنیم و با خود ببریم و آنها را متبرک کنیم. با این کار از اقتصاد مقاومتی خودمان حمایت می‌کنیم و این کار خیلی باارزش است. این کار خیلی ارزش دارد که کسی بگوید من به خاطر دفاع از اقتصاد کشور خودم جنس ایرانی گرفتم و جنس ایرانی به شما سوغاتی می‌دهم. در آنجا گاهی از حجاج می‌شنوم که می‌گویند در فلان جا موضع و بحث و گفتگو هست و ما می‌خواهیم به آنجا برویم. من از همه خواهش می‌کنم که رفتن به این قبیل جاها را تعطیل کنند. حجاج ایرانی سعی کنند با کاروان رفت و آمد کنند و جدا جدا به جاهای خاص نروند. ان‌شاءالله امسال بتوانیم مراسم حج با قدرت و با عظمتی داشته باشیم. نکتۀ دیگری که لازم است عرض کنم این است که تبلیغات علیه ما به شدت زیاد است. در سال گذشته که ما در حج حضور نداشتیم، این‌ها هر چه دلشان می‌خواست علیه ما تبلیغ کردند؛ بنابراین امسال هر حاجی ایرانی یک نماینده است. نماینده‌ای که واقعاً باید آن ویژگی‌های خودش را به خوبی نشان بدهد. علی‌القاعده از حجاج ما سؤال خواهد شد. آن‌هایی که قدرت بیان خوبی دارند باید خودشان را آماده پاسخگویی کنند؛ اما به نحوی نباشد که باعث ایجاد مشکل بشود. مثلاً در صف جماعت گاهی بغل‌دستی سؤالی می‌پرسد و باید بتوانند درست و منطقی و با اخلاق اسلامی به آنها پاسخ بدهیم. از حیث عملی و با بیان نرم پاسخ آنها را داد. همان‌طور که ائمه می‌فرمایند: «کونُوا لَنا زَیْناً وَ لا تَکونُوا عَلَیْنا شَیْناً» یعنی برای ما زینت باشید و آبروی ما را حفظ کنید. به خاطر دارم وقتی دانشجویان را به حج اعزام کردیم، خیلی‌ها می‌پرسیدند: «آقا چگونه به شیعه خدمت کنیم؟» به آنها گفتم: «شما جوانید و بسیاری از کسانی که به مسجدالحرام می‌آیند پیرمرد هستند و نمی‌توانند راه بروند و با ویلچر می‌آیند. شما می‌توانید به آنها خدمت کنید ویلچر آنها را بگیرید و آنها را به طواف خانۀ خدا ببرید.» در جلسۀ بعد که دانشجویان را دیدم به من گفتند: «خیلی‌ها از عملکرد ما خوشحال شدند.» یکی از دانشجویان می‌گفت: «من یک پیرمردی را که سوار بر ویلچر بود به طواف کعبه بردم. به من گفت: انت مِن این؟ من عربی بلد نبودم. به او گفتم چه می‌گویی؟ تا این را گفتم به من گفت: آها انت من ایران؟ احسنت احسنت علی اهل الایران.» دانشجویان هم خیلی از این قضیه خوشحال بودند. به آنان گفتم: «دستمال کاغذی به همراه خود داشته باشید، بسیاری از کسانی که در حال طواف هستند گرمشان می‌شود، دوتا دستمال کف دستشان بگذارید عرق پیشانی‌شان را خشک کنند.» همین حرکت کوچک خود تأثیر مثبتی در اذهان می‌گذارد و به نوعی کار فرهنگی محسوب می‌شود؛ بنابراین به نظرم این مسائل را باید حجاج ما رعایت کنند و زیاد در فروشگاه‌ها تردد نکنند، در وقت نماز جماعت به بیرون از مسجدالحرام نروند. رعایت این مسائل تمام نقشه‌های دشمنان را نقش بر آب می‌کند.
*‌‌ به نظر شما اینکه عربستان سعودی فضا را برای ایرانیان برای شرکت در مراسم حج باز گذاشته است، یک نوع دام یا توطئه نیست؟ آیا بیم آن نمی‌رود که باز فاجعۀ دیگری از عمد رخ بدهد؟
** به نظر من آن فاجعۀ منا دام و توطئه نبود. دولت عربستان از حیث سیاسی و منطقه‌ای هیچ منفعتی نمی‌برد که بیاید هشت هزار نفر را در مراسم حج بکشد. مثلاً چه منفعتی باید برای دولت عربستان می‌توان تصور کرد؟ بعضی‌ها گفتند که چون می‌خواستند آقای رکن‌الدینی را بربایند این کارها را از عمد انجام دادند. به نظرم این کار اصلاً منطقی نیست. تحلیلی که من پارسال برای آن حادثه داشتم این بود که عربستان به شدت در چند جبهه درگیر است. جبهۀ یمن از یک طرف و جبهۀ سوریه از طرف دیگر. تغییر و تحول در نظام سلطنت آل‌سعود هم از سوی دیگر. رسیدن قدرت به محمد بن سلمان که اصلاً هیچ تجربه‌ای در مدیریت سیاسی ندارد، از سوی دیگر. جنگ بین شاهزادگان، تضادهایی بین محمد بن نایف ولی عهد اول بن سلمان و… تمام این‌ها فضای عربستان را آشفته کرده است.
*‌ به هر حال عربستان در سوریه و یمن آسیب‌های زیادی وارد کرده است. آیا نمی‌تواند در این‌گونه مراسم‌ها عقده‌گشایی کند؟
** خب عقده‌گشایی به چه بهایی؟ بهای این عقده‌گشایی به این است که هشت هزار نفر از سایر کشورها کشته بشوند؟ ما چهارصد نفر از هم‌وطنان خود را از دست دادیم. این همه کشته چه منفعتی یا عقده‌گشایی می‌تواند برای دولت عربستان داشته باشد؟ وقتی با این کار جایگاه دولت عربستان زیر سؤال برود، دیگر چه منفعتی می‌تواند برای آن‌ها در پی داشته باشد؟ این در اذهان عموم مردم دنیا شکل گرفته است که دولت عربستان نمی‌تواند مراسم حج را مدیریت کند. چه دامی می‌تواند باشد؟ مقام معظم رهبری به صراحت بیان فرمودند که اگر کار به جایی برسد که احساس کنیم عربستان تعمداً به حجاج ما تعرضی کند، ما با قدرت تمام، پاسخ آن‌ها را می‌دهیم. دولت عربستان هم به هیچ عنوان نمی‌خواهد این بهانه را به ایران بدهد. دولت عربستان در حال حاضر هم در جنگ یمن ضعف خود را دارد نشان می‌دهد. یمن مگر چقدر جمعیت دارد؟ از چه زمانی تا حالا با یمن درگیر است؟ چرا هنوز نتوانستند یمن را کاملاً از پا در بیاورد؟ چون عربستان قدرتی ندارد. ولی ایران هشت سال جنگ را پشت سر گذاشته است. ایران مدیریت جنگ عراق و سوریه را داشته است. تمام‌ این‌ها نشان دهندۀ این است که ایران واقعاً قدرت در میدان است. نکتۀ دیگر اینکه این اعتماد از طرف عربستان به ما رسیده که امسال حجاج ما امنیت خواهند داشت؛ اما اینکه از این نتیجه چه خواهد شد، با خداست. ما مأمور به وظیفه هستیم. وظیفۀ ما در حال حاضر این را ایجاب می‌کند که حجاج را با رعایت نکات ایمنی به حج اعزام کنیم و در سال‌های دیگر هم غیر از این اتفاق نخواهد افتاد؛ یعنی اینکه در سال‌های آینده روابط ایران و عربستان دوستان بشود یا دولت عربستان از بین برود، بعید به نظرم می‌رسد؛ بنابراین راهی جز اینکه حجاج را با تضمین گرفتن از حفظ امنیت آن‌ها به مکه و مدینه اعزام کنیم، نداریم. در سال ۱۳۶۶ به خاطر دارید که ما عمداً این کار را کردیم چون حج را نمی‌شود تعطیل کرد.
*‌ این اتفاقات و این تهدیدها و مسائلی که در فضای مجازی رخ می‌دهد در کم کردن اقبال مؤمنان به رفتن به حج تأثیر داشته است؟
** کسانی که به حج می‌روند از تودۀ مردم هستند. تودۀ مردم اطلاعات تخصصی در این حوزه ندارند و فضای مجازی، فضایی فراگیر است؛ یعنی همه جا حضور دارد و قدرتش در جامعه به صورت هژمونی است؛ بنابراین طبیعی است که تأثیر خود را در جامعه می‌گذارد. از این لحاظ شاید متخصص به درستی به این حوزه ورود پیدا نکردند تا معارف و اهداف حج را به درستی بیان کنند. علتش این است که متخصصان ما به شدت در عربستان درگیر میدان بودند. ما در پژوهشکدۀ حج بخش عمده‌ای از وقتمان مصروف به این بود که نشان بدهیم آن‌ها خطاکار بودند. مثلاً به مراکز بین‌المللی نامه می‌زدیم و مستندات خود را آماده می‌کردیم تا این قضیه از یاد نرود و مستندات حفظ بشود. به خاطر دارم وقتی این اتفاق افتاد به چادر نمایندۀ مقام معظم رهبری رفتم و دیدم آقای اوحدی و آقای قاضی عسکری یک طرف نشسته‌اند و هر دو نگران بودند. هر از گاهی یک نفر می‌آمد و خبر می‌داد که مثلاً تا این لحظه تعداد شهدا به صد نفر رسیده است. بعدی می‌آمد و خبر می‌داد و می‌گفت که تعداد شهدا به صد و پنجاه نفر رسید و… . دیدم حاج‌آقای قاضی عسکر یک‌مرتبه به جوش آمدند و گفتند: «آقا این چه بساطی است که هی یکی می‌آید آماری می‌دهد. به من بگویید وضعیت الان چگونه است؟» حتی کسانی که زخمی بودند حاج‌آقا به آن‌ها می‌گفت: «زود بروید و مصاحبۀ خودتان را انجام بدهید.» به حاج آقا می‌گفتند که بابا این‌ها زخمی هستند و خون از آن‌ها می‌آید. حاج آقا می‌گفت: «نه این‌ها باید ثبت بشود. نباید کهنه بشود. برای همین لحظه دوربین‌ها باید آماده باشد و این لحظات ثبت بشود.» بسیاری از مسائل در همان جا ثبت شد که آن‌ها را هنوز اصلاً بیان نکرده‌ایم. آن‌ها را کنار گذاشته‌ایم تا سر فرصت آنها را بازگو کنیم. حتی بسیاری از دوستان را فرستادیم تا بروند و در آنجا فیلم‌برداری کنند تا نگذارند این واقعه از بین برود و فراموش بشود؛ اما به هر حال در فضای مجازی و رسانه‌ها عده‌ای که به اصلاح باستان‌گرا و ضد اسلام هستند از این اتفاق بهره‌برداری کردند. غرب که به اسلام‌ستیزی دامن می‌زد، به شدت از این قضیه بهره برد. تمام این شرایط موجب شد تا این فضای به وجود بیاید؛ اما چیزی که می‌خواهم بگویم در آن حجمی نبود که افراد الان اعلام می‌کنند. مثلاً شایعه‌هایی شکل گرفت و گفتند که در برهه‌ای از زمان در یزد این اتفاق افتاد. من با آقای فلاح‌زاده یکی از همکارانم که یزدی هم هست، صحبت کردم. به ایشان گفتم که آیا واقعاً این‌گونه است؟ ایشان گفتند که نه اتفاقاً مردم یزد آن‌قدر به حج علاقه‌مند هستند که در آن سال ما حج را به صورت ماکتی اجرا کردیم؛ یعنی در بیرون شهر یزد جایی را پیدا کردیم و به مردم گفتیم هر کسی امسال می‌خواهد به حج برود با احرام بیاید. باور نمی‌کردیم، دیدم که اکثر مردم آمدند. خیلی جالب بود مردم این‌قدر این قضیه را جدی گرفتند که مثلاً کسی دور ماکت کعبه طواف می‌کردند. یکی می‌گفت: آقا این شانۀ من برگشت، آیا حج من درست است؟ یعنی این‌قدر در فضا حقیقی حج قرار گرفته بودند. مردم یزد خیلی به مناسک حج علاقه دارند؛ بنابراین این فضاسازی‌ها بی‌تأثیر نبوده است، اما مسئولیت ما هم در این میان زیاد بود.
*‌ برای حج امسال چند نفر ثبت‌نام کردند؟ اقبال مردم به حج امسال را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** الحمدالله اقبال مردم به حج امسال خوب است. حدوداً هشتاد و شش هزار نفر ثبت‌نام کردند. در مذاکراتی که با دولت عربستان داشتیم، این را اعلام کردیم که چون پارسال حج ما تعطیل بود، ظرفیت امسال را قدری بالاتر ببرند. امسال حدوداً هفت هزار نفر به ظرفیت ما اضافه کردند. اقبال مردم نسبتاً خوب است. حالا من آمار دقیقی ندارم، ولی آمار ثبت‌نامی‌ها خوب بوده است. این را هم عرض کنم که حالا اگر کسی هم ثبت‌نام نکند، اولویت‌های دیگر اعلام می‌شود و این هم طبیعی است. به هر حال مردم از وضع پیش آمده در فاجعۀ منا نگران‌اند. ما هم البته بد عمل کردیم؛ یعنی مدیریت رسانه‌ای خوبی در آن ایام نداشتیم. چرا باید چنین موجی در جامعه پیش بیاید و مردم نگران بشوند؟ هر لحظه نشان داده می‌شود که حجاج درهم می‌غلتند. بخش این تصاویر خوب نبود. فضای بسیار آشفته‌ای از مراسم حج به تصویر کشیده شد و من اصلاً باورم نمی‌شد که مردم چقدر از این تصاویر افسرده و دل‌زده شدند. طبیعی است که مردم بترسند. نباید این را به پای این گذاشت که به حج بدبین شدند. به هر حال نگرانی و ترسشان طبیعی است و بهبود این شرایط زمان می‌خواهد، به ویژه اینکه در حال حاضر همزمان عربستان جنایاتی در یمن و سوریه انجام می‌دهد؛ لذا طبیعی است که مردم نگران بشوند.
*‌ این نگرانی از سوی مردم کشورهای دیگر هم به وجود آمده است؟ آیا اقبال به حج از سوی کشورهای دیگر کاهش یافته است؟
** بله در سال گذشت اقبال مردم دنیا به مراسم حج خیلی ضعیف بود. خیلی‌ها نیامدند و عربستان نتوانست تمام سهمیه‌ها را پُر کند. مردم ما باز قُوت قلب بیشتری دارند؛ چون می‌دانند که دولتشان به شدت از آنان دفاع می‌کند؛ اما دولت باقی کشورها، مثل پاکستان اصلاً از حجاج خود دفاع نکرد. جنازه‌های آن‌ها همان‌ جا باقی ماند و معلوم نبود کجا دفن شد. دولت کشورهای آفریقایی که اصلاً هیچ صدایشان در نیامد. طبیعی است که مردم کشورشان نگران این باشند که به حج بروند؛ چون کسی نیست که از آن‌ها حمایت کند. ولی جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری بود که این‌گونه با قدرت و قُوت ایستادگی کرد و از حق حجاج خود دفاع کرد. دولت عربستان هم تنها جایی که در قرارداد خود تکمله و متممه نوشت، در قرارداد جمهوری اسلامی ایران بود. مسئولین دولت عربستان حتی گفتند که این را زیاد علنی نکنید تا دیگر کشورها هم از ما توقع پیدا نکنند. بالاخره دولت عربستان اگر بخواهد برای پنجاه و هفت کشور مسلمان متمم بنویسد، نمی‌تواند کارش را پیش ببرد. اینکه بخواهند با این کار از عمد تعرضی به ایرانیان بکنند، در واقع مشروعیت خود را زیر سؤال می‌برند.
*‌‌ در پایان اگر نکتۀ خاصی هست که ما از پرسیدن آن غفلت کردیم، لطفاً آن را بیان بفرمایید.
** توصیۀ من به حجاج امسال این است که به توصیه‌های مدیران کاروان خود حتماً توجه کنند. امسال سال خاصی است؛ بالاخره یک سال وقفه ایجاد شده است، شناخت ما نسبت به فضای عربستان قدری کمتر شده است. در این فضای مبهم تلاششان این باشد که نگذارند مشکلی ایجاد بشود. مسئولین مربوطه تلاش خود را کرده‌اند تا مشکلی پیش نیاید. بخش عمده‌ای از هتل‌های مناسب رزرو شده است. در مجموع به نظرم شرایط مساعد است؛ اما نمی‌توان چیزی را پیش‌بینی کرد؛ بنابراین باید کاملاً مراقب باشیم تا ان‌شاءالله هیچ مشکلی پیش نیاید.

یک دیدگاه بگزارید


  • کتاب ها

    <width= width= width= width= width= width= width= width= width= width=